{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره عاشقم شو 🥀❤

دوباره عاشقم شو 🥀❤
پارت 17

ناهار خوردیم و من رفتم سر کارم و اون رو نمیدونم. چند ساعت بعد کارم تموم شد و رفتم خونه ساعت 5 بود به جیمین زنگ زدم و گفتم ک میام رفتم یه دو 1 ساعته گرفتم و لباسام رو عوض کردم یه ارایش خیلی کیوت و در این حال جذاب کردم و رفتم به سمت کافه ای ک ادرس داره بود و سر یک از میز ها دیدم ک نشسته بود. خیلی خیلی خوشتیپ شده بود طوری ک اصلا فکرشم نمیکردم یه کت و شلوار مشکی و یه پیراهن سفید از زیرش و موهاش هم روبه بالا حالت داده بود. رفتم نشستم سر میز.
+سلام به به چقد زیبا شدی.
_سلام ممنون جیمین تو هم خیلی جذاب شدی(لبخند خجالتی)
+ای بابا ممنون. خب چی میخوای سفارش بدی بگم بیارن؟
_من یه آیس امریکانو.
+اوهوم منم یه قهوه.
_خب کاری داشتی ک بگم بیام؟
+خب اره راستش چند وفته میخوام یه چیزی بهت بگم.
_خب جانم چیزی شده؟ داری نگرانم میکنی هااا.
+نه نه چیز ناراحت کنده ای نیست. فقط...
_فقط؟
+م... من.. من دوست دارم نارا میدونم شاید این عشقم یکطرفه باشه ولی دیگه نمیتونستم نه دارم(یه جعبه ی کوچیک انگشتر در اورد و به نارا داد)
_چ.. چی؟(شوکه و در حال ک خوشحال هم هست)
دیدگاه ها (۱)

رمان دخت من

پارت 7خندیدم و گفتم نارا: ممنونقلبم شروع کرده بود به تند تند...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۱ هر روز ساعت ۴ عصر می‌رفتم همون...

یک چیزی بگم شاید باورتون نشهدیشب ساعت ۳نیم شب بود از محل کار...

The Secret Between Light and the Stageپارت 8 میخواستن آهنگ ج...

دختر تنها{3}

سلام سلام به تک تکه دوستای گلم 🌱😊مسابقاتمون تموم شد و خب تیم...

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

فیک تهیونگ

رمان :«پسر عموی جذابم»part:9ویو «سلین»&دخترم میخواستم یه چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط