یک نفر گاهی همه زندگیت است ...

یک نفر گاهی همه زندگیت است ...
برای همین است که دلت
برای همان یک نفر تنگ می شود
این روزها بار عظیمی
بر شانه هایم نشسته
باری بیشتر از توان شانه هایم
مثل الان ...
که تنها نشسته ام
نه اتفاق بدی افتاده ...
نه از دستش ناراحتم ...
نه بیمارم ... و نه ...
ولی از ته دل چیزی کم دارم
ببین ...
دستانت را
حضورت را
خود خودت را کم دارم
نه صدایت را ، آن
هم از فاصله هزار کیلومتری . ♥♥♥♥♥
دیدگاه ها (۲)

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

......پارت. دوازدهم......

┄┉✿┉┄⇠تولدت مبارک، پارک جیمینِ قشنگم.🐥💛نمی‌دونم از کجای تو ب...

┄┉✿┉┄⇠تولدت مبارک، پارک جیمینِ قشنگم.🐥💛نمی‌دونم از کجای تو ب...

هوا کم‌کم رو به تاریکی می‌رفت و نور نارنجی غروب از پنجره‌های...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۱

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1 وقتی یکی تورو کتک زده و جیمین باخبر میشه...«ویو ا...

contact 🍷#contract𝑃𝑇9ویو هویج:صدای شکستن فنجون هنوز توی سالن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط