داستان

ادامه:
شماره ۵
پدر با حرفای دروغین خودش دخترشو اروم میکنه که بره بخوابه
چند روز بعد مامانه اتفاقی دستش میره لای در فر گاز و از درد گریه میکنه چون خیلی درد داره و اون نمیتونه خودش دستشو از لاش بیرون بیاره...
دختر این صحنه رو میبینه ولی زورش نمیرسه به مامانش کمک کنه
میبینه پدرش همینجوری روی مبل با خیال راحت نشسته و به کمکم مامانش نمیره
خیلی دلخور میشه
مامانش یجوری دستشو از لای در بیرون میاره ولی این رفتار سنگدلانه ی پدرش رو یادش نمیره...
دیدگاه ها (۰)

سناریو هانما پارت۱

چند پارتی

تکپارتی جونگ کوک

#pain#P¹⁰³#Season²جونگکوک برمیگرده به سمتش. _ و اگر نخوام که...

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۴از زبان شدوحرفایی که سو...

ابلیس

پارت چهاردهم《Custom kiss》 +وای نکنه ش...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۴جونگکوک خندید و در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط