دختره که از دوست دارماي هرشب پسره خسته شده بود يه شب وقتي
دختره که از دوست دارماي هرشب پسره خسته شده بود يه شب وقتي اس مياد بدون اينکه اونو باز کنه گوشيو ميزاره زير بالشتشو ميخوابه صبح وقتي مادر پسر به دختر زنگ ميزنه که پسرم مرده دختر شکه ميشه وبه سراغ اس شب گذشته ميره که ميبينه پسره نوشته تصادف بدي کردم با هزار مشکلو بدبختي خودمو رسوندم در خونتون واسه يه بارم که شده بيا پايين ببينمت.
- ۱.۰k
- ۲۳ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط