زشور عشق، ندانم کجا

زشور عشق، ندانم کجا

فرار کنم

چگونه چاره ی این جان

بی قرار کنم

بسان بوته ی آتش گرفته ام،

در باد،

کجا توانم این شعله را مهار

کنم؟


( فریدون مشیری )

#عکس_پروفایل_آقا_مهران
دیدگاه ها (۳)

آنان که شرم داشتند مُردند؛آتش‌سوزی در حمام‌های زنان در قاهره...

🧕دختــرِ ایران زمیـن، هجـومِ دشمن ببیـن🚨🚨شعر إخطارِ سنگین در...

برده عمارت جئون

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

فراتر از خویش

#تپش.قلب.من Part 2مثل هر شب راجب اینکه چرا....چرا من همچین ز...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

توضیحات و مقدمه اکتبر ۱۹۹۹؛ در آرامش یک روستای دورافتاده، خا...

دختر بابایی می شود امروز بازار"روایت‌های عاشقانه"داغ است؛ عد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط