پیراٰهَنش‌تِکه‌ای‌ازبِهشْت،

پیراٰهَنش‌تِکه‌ای‌ازبِهشْت،
نَفَس‌هاٰیش‌نفیس‌تَرین‌عطرِکائنات،
از؏ِـشق‌تاٰجنون‌فاصِله‌ای‌نیست...
هَمه‌یِ‌من‌اورا؏ـاٰشقانه‌فَریاٰدمیزَند،
ذَره‌ذَره‌‌یِ‌وجودَم‌بی‌تاٰبِ‌اوست...
واین‌میشوَدجنون...!

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
دیدگاه ها (۰)

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

Destiny part 17

از دوستی خدا گفتند آنان که کتاب خدا را اندیشه نکردند....

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

رقص مرگ و عشقp¹⁴درِ اتاقِ کار با صدایِ تلخی بسته شد. اتاقِ ت...

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

┄┉✿┉┄⇠تولدت مبارک، پارک جیمینِ قشنگم.🐥💛نمی‌دونم از کجای تو ب...

### 🌑 پارت نهم: سوختنِ خاطراتهوا سنگین شده بود، انگار اکسیژن...

پارت ششم: «رقص در میان گرگ‌ها»نور لوستر مجلل سالن بزرگ عمارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط