سناریو بلولاک
سناریو بلولاک
اگر توی دعوا اشتباهی بهشون بگیم ازت متنفرم:
ایساگی: سعی میکنه محکم باشه ولی بغض کرده بود«عزیزم باور کن از قصد نگفتم من فقط» سرشو تکون داد«متوجه ام»
رین:«فکر میکردم تو با سائه و بقیه فرق میکردی ولی.... مثل اینکه، اشتباه میکردم» با گریه رفتی و بغلشش کردی«رین باور کن این حرفم از عمد نبود»
سائه: به روش نیاورد ولی واقعا شکسته شده بود فکر میکرد زفتار سردش برای تو مهم نیست وتو عاشقشی«سائه ببین اونجور که فکر میکنیدنیست من اینجوری نیستم»
باچیرا: سکوتی وحشتناک بینتون میوفته اروم اروم اشکاش میریزه سریع میدوی سمتش و بغلش میکنی و اشکاشو پاک میکنی«باچیرا عزیزم از قصد نبود»
ناگی: میدونست جدی نگفتی برای همین چیزی نگفت
رئو:«یعنی تو فقط منو بخاطر پولم میخواستی؟» « نه رئو من عاشقم اینجور فکر نکن من حتی یبارم ازت پول نخواستم»
چیگیری: موهاتو گرفت کشید«چیگیری باور کن از قصد نبود من عاشقتم»
یوکیمیا: اصلا دعواتون نشد
آیکو:«شاید با دخترا زیاد لاس میزنم ولی من هنوز دوست دارم»« آیکو من دوست دارم اشتباهیی گفتم از دهنم پرید»
کازوما: اصلا به چپش نگرفت و به دعوا ادامه داد و اخر کم اورد و دعوا رو تموم کرد
سندو: چون موضوع سر دخترای هالیوودی بود زیر زیرکی تمومش کرد
بارو: با عصبانیت گفت«از کی تاحالا ملکه ها جرات دارن به پادشاهشون اینجوری بگن»«ن ه بارو اشتباه فکر نکن من از قصد نگفتم من دوستد ارم پادشاه من»
نس: داشت گریه میکرد و تو سعی میکردی ارومش کنی «هی نس بخدا از قصد نبود من دوست دارم قرمزی من» و گونه اش رو بوسیدی
هیوری: فکر میکرد مخواین طلاق بگیرین ولی تو درستش کردی
لورنزو: اصلا اهمبت نداد و پفیلای کاراملیشو خورد
شیدو:«ها تنت میخاره نه با من شوخی نکن دختره ی چشم سفید» «شیدو. بخدا از قصد نبود»
کایزر: یه ابروشو داد بالا«هوم؟، نشنیدم خانوم کوچولو چی گفتی؟».
پایان.
اگر توی دعوا اشتباهی بهشون بگیم ازت متنفرم:
ایساگی: سعی میکنه محکم باشه ولی بغض کرده بود«عزیزم باور کن از قصد نگفتم من فقط» سرشو تکون داد«متوجه ام»
رین:«فکر میکردم تو با سائه و بقیه فرق میکردی ولی.... مثل اینکه، اشتباه میکردم» با گریه رفتی و بغلشش کردی«رین باور کن این حرفم از عمد نبود»
سائه: به روش نیاورد ولی واقعا شکسته شده بود فکر میکرد زفتار سردش برای تو مهم نیست وتو عاشقشی«سائه ببین اونجور که فکر میکنیدنیست من اینجوری نیستم»
باچیرا: سکوتی وحشتناک بینتون میوفته اروم اروم اشکاش میریزه سریع میدوی سمتش و بغلش میکنی و اشکاشو پاک میکنی«باچیرا عزیزم از قصد نبود»
ناگی: میدونست جدی نگفتی برای همین چیزی نگفت
رئو:«یعنی تو فقط منو بخاطر پولم میخواستی؟» « نه رئو من عاشقم اینجور فکر نکن من حتی یبارم ازت پول نخواستم»
چیگیری: موهاتو گرفت کشید«چیگیری باور کن از قصد نبود من عاشقتم»
یوکیمیا: اصلا دعواتون نشد
آیکو:«شاید با دخترا زیاد لاس میزنم ولی من هنوز دوست دارم»« آیکو من دوست دارم اشتباهیی گفتم از دهنم پرید»
کازوما: اصلا به چپش نگرفت و به دعوا ادامه داد و اخر کم اورد و دعوا رو تموم کرد
سندو: چون موضوع سر دخترای هالیوودی بود زیر زیرکی تمومش کرد
بارو: با عصبانیت گفت«از کی تاحالا ملکه ها جرات دارن به پادشاهشون اینجوری بگن»«ن ه بارو اشتباه فکر نکن من از قصد نگفتم من دوستد ارم پادشاه من»
نس: داشت گریه میکرد و تو سعی میکردی ارومش کنی «هی نس بخدا از قصد نبود من دوست دارم قرمزی من» و گونه اش رو بوسیدی
هیوری: فکر میکرد مخواین طلاق بگیرین ولی تو درستش کردی
لورنزو: اصلا اهمبت نداد و پفیلای کاراملیشو خورد
شیدو:«ها تنت میخاره نه با من شوخی نکن دختره ی چشم سفید» «شیدو. بخدا از قصد نبود»
کایزر: یه ابروشو داد بالا«هوم؟، نشنیدم خانوم کوچولو چی گفتی؟».
پایان.
- ۴۸.۵k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط