عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭
عکس خوب نداشتم ب مولا🤣😭
وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی)
ایساگی: میای خونه میبینی رو نیستش کل خونرو میگردی میبینی رو پشت بومه میدویی سمتش و لباسشو میگیری و سرتو میندازی پایین و گریه میکنی«ایــــ.... ایساگی لطفا نپر من بعد تو چجوری این بچرو بدنیا بیارم» چشاش گرد میشه و میپرسه منظورت چیه «من حامله ام میخاستم اینو بهت بگم لطفا نپر نزار بچمون بی پدر بشه» میاد پایین و از اون ب بعد شاد زندگی میکنید
رین: مست میاد خونه و میفهمی کلی قرص خورده زودی میرسونیش بیمارستان و دکتر میگه«اگه دیر تر میاوردیش الان مرده بود» ا.ت میزنه زیر گریه
باچیرا: دیشب چون خیلی کرم ریخت روت عصبی شدی و گفتی ک ازت متنفرم و خیلی ناراحت شد وقتی اومدی خونه دیدی تو حمامه ولی صدایی نمیاد رفتی دید افتاده رو زمین و رگشو زده بردیش بیمارستان و خوب شد
خیلی گریه کردی و از خودت متنفر شدی و گفتی«من اون حرفو از ته دلم نزدم ببخش» و بخشیدت و همو بوسیدین
پرستار:.......🗿🗿
سائه: در شعن ایشون نیست این کارا
نیکو: میخاست از پل خودشو پرت کنه ک اومدی و زار زار گریه کردی وقتی دید ناراحت شدی و اومد بغلت کرد و بوسیدت
یوکیمیا: چون میدونست گریه میکنی و اونم طاقت دیدن اشکاتو نداش واسه همین اینکارو نکرد
شیدو: میبینی داره خودکشی میکنه و تو هم با اینکه میدونستی راحت میشی و دیگه کسی نی بکنتت باز هم گریه کردی و اون بغلت کرد و دیگه بعد از روز دیگه کمتر کردت
کایزر: اومدی و بهش گفتی«اگه بپری پرنسست مال یکی دیگه میشه» کایزر هم اومد پایین گرف بوسیدت و دیگه خودکشی نکرد
چیگیری: موهاشو گرفتی کشیدی افتاد رو زمین رفتی روش نشستی و گفتی«اگه بری من موهای کیو خراب کنم هوممم؟» و خوشو خرم پیش هم زندگی کردین
ناگی(گشادعلی): حال نداشت خودکشی کنه بجاش گرفت خابید😀
رئو: چون ناگی بهش گفت دوست ندارم (نویسنده:........🗿) میخاست قرص بخوره خودشو بکشه ک یهو ا.ت اومد و با ترس ب رئو نیگا کرد
رئو هم قرصا رو کنار گذاشت و پشیمون شد
♡افسانه ها میگن ا.ت هنوز داره با شلاق ناگیو میزنه♡
آیکو: ببا گریه رفتی سمتش و گفنی نپره وگرنه میمیرم
اونم اومد پایین و محکم بغلت کرد و باهات لاس زد
بارو: خودکشی نمیکنه
خودم: اول تورو میگیرم میندازم و بعد خودم میپرم🗿شایدم نپریدم تورو انداختم🤣😭
پایان
درخواستی داشتید بگید
وقتی میخوان خود کشی کنن😢(درخواستی)
ایساگی: میای خونه میبینی رو نیستش کل خونرو میگردی میبینی رو پشت بومه میدویی سمتش و لباسشو میگیری و سرتو میندازی پایین و گریه میکنی«ایــــ.... ایساگی لطفا نپر من بعد تو چجوری این بچرو بدنیا بیارم» چشاش گرد میشه و میپرسه منظورت چیه «من حامله ام میخاستم اینو بهت بگم لطفا نپر نزار بچمون بی پدر بشه» میاد پایین و از اون ب بعد شاد زندگی میکنید
رین: مست میاد خونه و میفهمی کلی قرص خورده زودی میرسونیش بیمارستان و دکتر میگه«اگه دیر تر میاوردیش الان مرده بود» ا.ت میزنه زیر گریه
باچیرا: دیشب چون خیلی کرم ریخت روت عصبی شدی و گفتی ک ازت متنفرم و خیلی ناراحت شد وقتی اومدی خونه دیدی تو حمامه ولی صدایی نمیاد رفتی دید افتاده رو زمین و رگشو زده بردیش بیمارستان و خوب شد
خیلی گریه کردی و از خودت متنفر شدی و گفتی«من اون حرفو از ته دلم نزدم ببخش» و بخشیدت و همو بوسیدین
پرستار:.......🗿🗿
سائه: در شعن ایشون نیست این کارا
نیکو: میخاست از پل خودشو پرت کنه ک اومدی و زار زار گریه کردی وقتی دید ناراحت شدی و اومد بغلت کرد و بوسیدت
یوکیمیا: چون میدونست گریه میکنی و اونم طاقت دیدن اشکاتو نداش واسه همین اینکارو نکرد
شیدو: میبینی داره خودکشی میکنه و تو هم با اینکه میدونستی راحت میشی و دیگه کسی نی بکنتت باز هم گریه کردی و اون بغلت کرد و دیگه بعد از روز دیگه کمتر کردت
کایزر: اومدی و بهش گفتی«اگه بپری پرنسست مال یکی دیگه میشه» کایزر هم اومد پایین گرف بوسیدت و دیگه خودکشی نکرد
چیگیری: موهاشو گرفتی کشیدی افتاد رو زمین رفتی روش نشستی و گفتی«اگه بری من موهای کیو خراب کنم هوممم؟» و خوشو خرم پیش هم زندگی کردین
ناگی(گشادعلی): حال نداشت خودکشی کنه بجاش گرفت خابید😀
رئو: چون ناگی بهش گفت دوست ندارم (نویسنده:........🗿) میخاست قرص بخوره خودشو بکشه ک یهو ا.ت اومد و با ترس ب رئو نیگا کرد
رئو هم قرصا رو کنار گذاشت و پشیمون شد
♡افسانه ها میگن ا.ت هنوز داره با شلاق ناگیو میزنه♡
آیکو: ببا گریه رفتی سمتش و گفنی نپره وگرنه میمیرم
اونم اومد پایین و محکم بغلت کرد و باهات لاس زد
بارو: خودکشی نمیکنه
خودم: اول تورو میگیرم میندازم و بعد خودم میپرم🗿شایدم نپریدم تورو انداختم🤣😭
پایان
درخواستی داشتید بگید
- ۶۰۸
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط