{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی ِ قــــبـــرم بنویســــید به یکــ خط درشت

روی ِ قــــبـــرم بنویســــید به یکــ خط درشت

دوری از شــارع بین الحرمین اوراکشت...
شاه مثل تو ندیدیم، شما کم یابی!!!

آه، الحق والانصاف، حسین، اربابی ...
دیدگاه ها (۲)

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت پایانی)

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

نوشتنپارت هشتم: اتاق ۱۳ 🗝️🖤درِ زیرزمین با صدای بلندی باز شد....

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

سناریو تهیونگ

دستاتو دور گردنش حلقه کردی، فلیکس وقتی حلقه‌ی دست‌هات رو دور...

پارت ۳۱ارتباط چشمی برقرار کردند، برای چند لحظه. چون ناروتو س...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هشتمساعت نزدیک پنج بود.باران از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط