{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نامه ای به آقای مجری

نامه ای به آقای مجری
-
آقای مجری
سلام
امشب لحظه آخر دیدم که بغض کردی، دیدم که خواستی زودتر دوربین از روی صورتت بره کنار تا یه وقت اشک ریختنت برای بچه‌های دیروز و امروز الگو نشه، آخه میدونم و میدونی که بچه های امروز گریه کردنشون شده کاسبی، برعکس ما که گریه‌هامون همش از سر ناچاری بود، یهو میترسیدم، دردمونمیومد یا یه چیزی میزد پس سرمون و پقی میزدیم زیر گریه، تنها سلاح ما هم همین بود، گریه میکردیم که یه شب بیشتر مهمون خونه عمو یا خاله باشیم، راستش این روزها همین یدونه سلاح هم دیگه نداریم، رومون نمیشه، میگن مرد که گریه نمیکنه، اما راستش گریه مال مرده، اما خوب پنهونش می‌کنیم، گمونم تو هم سر همین گریه نکردی اما من دیدم بغض داری، همونطوری که خنده‌ها و حرص خوردنهاتو دیده بودم، اما تو هیچوقت خنده های مارو ندیدی، آخه تلوزوین ما یک طرفه است، تو هم اینو میدونستی، برا همنی همیشه یه کاری کردی ما بخندیم، یه کاری کردیم باورمون برای زنده بودن کلاه قرمزی خراب نشه، حتی با کسی مصاحبه نمیکنی که یه وقت حاشخ درست نشه و باور بچه ها خراب نشه، میدونم دلت چقدر پره از دست خیلی‌ها، از بی‌نظمیهایی که شرایط تحمیل میکنه، اما خوب باز به هر ترتیبی بود اومدی و الانم رفتی ، اونم چه رفتنی، با بغض ...
.
غریبه که نیستی ، خیلی ساله میشناسمت، بچه مدرسه‌ای بودیم که دیدیمت، لاغر بودی و مودار، موهای مشکی، الان کمی وزن اضافه و موها رو کم کردی، همون یه مقدارش هم دیگه جوگندمی شده، یه جورایی تو قاب تلوزیون شدی منظره عمر ما که نمیدونم الان کدوم فصله، اما هر چی هست دیگه بهار نیست، خیلی سال ازش گذشته، خیلی‌ها میشینن مطلب مینویسن که کلاه قرمزی به فلان دلیل موندگار و موفق شد، اما راستش دلیلش یه چیز دیگس که خیلیها حواسشون نیست، دلیلش هم فقط اینه که کاسب نبودی، نه اینکه پول در نیاوردی یا ارزون کار کردی یا فلان، نه ، یعنی نخواستی از چیزی پول در بیاری که این روزا شده ابزار کاسبی رسانه‌ها، آره ابزار کاسبی اونها "مردم" هستن، رسانه اونطرفی و اینطرفی هم نداره، تو موضوع کاسبی همشون یه مدلن، مسابقه هم میذارن تو خالی کردن جیب مردم و سو استفاده از کنالی که درست کردن، اما تو نخواستی چیزیو تبدیل به پول نقد کنی برای بچه های مردم باوره، اگه کاسب و دلال بودی که یه میز میگذاشتی کنار استودیو روش ماکارونی و پوشک بچه و کمربند لاغری میذاشتی و دلیل میاوردی که خوب برنامه خرج داره و باید از پر بینده ترین برنامه تلوزیون استفاده کرد، بگذریم که قبل برنامه تا ۱۸ دقیقه تبلیغ نشون میدادن، یعنی تو این روز آخر که حتی تیتراژ شروع برنامه رو برداشتن تا وقت نگیره از تبلیغ نگذشتن، بالاخره پول خیلی مهمتره ...
میدونم تو سازمانی که خیلی ها مستقل بودن کلاه قرمزی رو دوست ندارن و اگه زورشون میرسید ۲ سوته میذاشتنت کنار کار کردن چقدر سخته، اما تو الگو سازیهاتو ادامه بده، به حرف ۴ تا حاشیه هم توجه نکن، ما خودمون هوادارتیم، ۱۰ به ۰ هم عقب باشی باز هوادارتیم، خاصیت بچه ها نسل ما اینه.
.
سرت رو درد نمیارم، برو به امون خدا، ولی یاد باشه یه وقت سفارشی‌ساز نشی، چپ و راستش هم فرق نداره، خودت باش و بدون اگه بغض داشته باشی، حته اگه لحظه آخر باشه و اشکی نباشه، من می‌بینم، ما می‌بینیم ...
.
ارادتمند تو و همکارانت
آزاد
دیدگاه ها (۵)

کاش می شد که کسی می آمداین دل خسته ی ما را می بردچشم ما را م...

واژه‌ای بود بسیار زیبا و دلرباواژه زیبا از سانسور سخت می‌ترس...

زندگی‌ مثل یک تابلو نقاشی‌ است که در مقابل ما قرار گرفتهو ما...

وقتی مادرشوهر و پدرشوهر و خاله شوهر و شوهرخاله شوهر از نمایش...

Part 14کوک:اگه... اگه با یه نفر دیگه باشه اول پسره رو میکشم ...

سناریو(درخواستی):وقتی یکی بهشون سنگ پرت می‌کنه و تو با اون د...

پارت اول قرمزیویو ات سلام من به بدبخت واقعی هستم از ۱۲ سالگی...

بهت خیانت کرد(به عنوان بوی فرند)ویو ا.تیه هفته اس که نامی رف...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

یه خبر کوچولوی جدید..یکی دو ماه پیش یسری تغییرات روحی دائمی ...

یه خبر کوچولوی جدید..یکی دو ماه پیش یسری تغییرات روحی دائمی ...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط