{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#مژه_های_خیص🌝🖤

#مژه_های_خیص🌝🖤
PArt17
___________
دیانا: نشصم روبرو ارسلان ت چشاش خیرع شدم لبامو قفل لباش کردم ی مک خفیف زدم شوک مونده بود زنجیری ک براش خریدمو انداختم گردنش.....لنتی همچی ب ت میاد
ارسلان:عررر بیا بخلم تولههه
دیانا: خدمو لش کردم ت بقلش
ارسلان:صرمو عاوردم پایین لبامو رو لباش گزاشتمو مک میزدم....کمرشو گرفتم انداختمش رو تخت تاپشو درعاوردم نفصمو ب گردنش دادم ی گاز گرفتم
دیانا: تیشرتشو ع تنش درعاوردم
(برین بزارین فرزندانم ب کارشون برصن مرصی)
ارسلان: بعد سی مین ع دیانا جدا شدم گرفتمش ت بقلم.....دیا میدونصی نباشی م نفص کشیدن یادم میرع(:
دیانا: مود
ارسلان: پاشو بریم یچی درص کنیم بخوریم
دیانا: برو م لباس بپوشم بیام
ارسلان: ی بوص وصت چاک س.ی.ن.ش گزاشتم.....بش توله
دیانا:تخ صگ خلی میخامت(ت دلش) لباسام پوشیدم رفتم ت عاشپز خونه پیش ارسلان
ارسلان: او س.ی.ن.ش ک س.و.ت.ی.ن نداره جوننن
دیانا: بخورش🌝
ارسلان: بیارش
دیانا: پریدم رو عوپن نشصم اومدم جوابشو بدم ک یهو زنگ اف اف صداش اومد رفتم پای اف اف رضا بود درو زدم اومد بالا
رضا:پانی پا پا ن نی پانیذ پانی زندص( با نفص نفص)
دیانا: ای حرفو زد یهو غش کرد....رضااا وایییی رضااا
__________
•ادامه دارد•🌝🖤
کمه ولی خماری زیادی درع🌝
خماری: صلااام چدورین مخام تا فردو پیشتون باشم خوبین چخبرا🌝
دیدگاه ها (۰)

قـ₊ـوانـ₊ـین:¹- بـ₊ـرای اودیـ₊ـش༘ن، هـ₊ـر یه ماه یبار فعـ₊ـ...

My lovely neighbor part : ۵۴

قـ ـلـ ـب عـ ـزیـ ـز لـ ـطـ ـفـ ـا خـ ـفـ ـه شـ ـو...! و در...

قـ ـلـ ـب عـ ـزیـ ـز لـ ـطـ ـفـ ـا خـ ـفـ ـه شـ ـو...! و در...

ایـ‌نـ‌ـ‌جـ‌ا قـ‌صـ‌ر مـ‌لـ‌ودیـ کـ‌وشـ‌ولـ‌وعـ‌هـ🍓اصـ‌کـ‌یـ...

افــ ـتــ ـخـ ــار😌 میـ ـ ــکـ ـنـــم کـ ــه حــ ـسـ ــودم ...

^᪲᪲᪲چـ ـلـ ـسـ ـا بـ ـانـ ـو بـ ـا صـ ـدای مـ ـحـ ـشـ ـرش تـ...

#مژه_های_خیص🌚🖤PArt10("دیا+نیکا) +دیا کجایی"جات خالی باب........

#مژه_های_خیص🌚🖤PArt37______________________دیانا: بش توجه نکر...

دخـ ـتـ ـر که باشیهمه دیوانگی های عالم را بـ ـلـ ـدیمیتوانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط