{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایتِ بارانِ بی امان است

حکایتِ بارانِ بی امان است
این گونه که من
دوستت می‌دارم ...


شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزاب‌ها
به بی‌راهه و راه‌ها تاختن
بی‌تاب ٬ بی‌قرار
دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن

حکایت بارانی بی‌قرار است
این گونه که من دوستت می‌دارم ...

#شمس_لنگرودی
دیدگاه ها (۲)

به نبودنت...از کنار که نگاه میکنمچشم هایت...مهربانتر از روزه...

در جولانگاه سکوت چمباته میزنم در من ترسیستاز گفتنهای بی تکرا...

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﻋﻤﯿﻖ ﺍﻧﺪﻋﻤﯿﻖﻣﺜﻞ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ.ﺣﻠﺰﻭﻥ ﻫﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﻨﺪﺑ...

' کجایی ' یه کلمه ی ساده نیست !گاهی خیلی معنی داره !کجایی یع...

حکایت باران بی‌اماناین‌گونه که من دوستت می‌دارمشوریده‌وار و ...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ... شور...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ... شور...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ... شور...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ...شوری...

حکایت باران بی‌امان استاین گونه که مندوستت می‌دارمشوریده‌وار...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ...شوری...

حکایت باران بی‌امان استاین گونه که مندوستت می‌دارمشوریده‌وار...

حکایتِ بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارمشوریده‌و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط