《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》
《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》
پارت ²
ویوی ا/ت
ا/ت:خوب میشنوم جیمین بگو؟
جیمین:عشقم اینجوری نکن دیگه.
ا/ت:چرا فکر میکنی با این کارا خر میشم.
جیمین خنده ای کرد.
جیمین:ولی بیا قبول کنیم خوب خوند.
که خندم گرفت ولی جلوش رو گرفتم.
ا/ت:جیمین حرفت رو بزن.
جیمین:خوب میخوام باهام آشتی کنی به خدا من نمی تونم بدون تو و بدون اون صدات زندگی کنم.
ا/ت:......
جیمین:لطفا آشتی؟
که خودش رو برام مظلوم کرد قند توی دلم آب شود.
ا/ت:اوفففف باشه آشتی.
دیدم چشم هاش برق زد و چرخی خورد.
جیمین:بلخره بلخره باهام آشتی کرد. (داد زد)
که برگشت اومدم کمرم رو گرفت و سخت بغلم کرد و بلندم کرد.
داشت چرخ میخورد که من برای تعادلم رو حفظ کنم دستم رو دور گردن حلقه کردم.
که دوتامون داشتیم می خندیدم.
و منو گذاشت زمین و تمام صورتم رو بوس بارون کرد.
ویو جیمین
دلم براش یک زره شده بود و بوس بارونش کردم که یهو حمله به لبش کردم.
لبم رو گذاشتم روی لبش و آروم مک میزدم.
که بعد ۴۰مین ازش جدا شدم.
هردومون نفس نفس میزدیم.
که پیشونیم رو به پیشونیش چسبوندم.
جیمین:تو چرا اینقدر شیرینی ها؟ (بم)
ا/ت:جیمین خجالتم نده.
جیمین:تو الان داری خجالت از دوست پسرت میکشی؟
ا/ت:جیمین!!
که خنده ای کردم ازش جدا شدم و گل رو بهش دادم.
که چشم هاش برق زدم.
آخه چرا این دختر اینقدر شیرینه و نازه خدااا چرااا؟
که گل رو ازم گرفت.
ویو ا/ت
خیلی ذوق کردم و گل و ازش گرفت.
ا/ت:مرسی عشقم.
جیمین:کاری نکردم.
جیمین:و از توهم ممنونم که توی زندگیم هستی بریم داخل.
ا/ت:از توهم ممنونم آره بریم.
که جیمین منو بغل کرد.
جیمین:عاشقم توله.
ا/ت؛منم عاشقم ددی.
پایان
خوب نظر بدین خوبه یا نه مرسی که تا اینجا خوندی بای بای🍓💕💋
پارت ²
ویوی ا/ت
ا/ت:خوب میشنوم جیمین بگو؟
جیمین:عشقم اینجوری نکن دیگه.
ا/ت:چرا فکر میکنی با این کارا خر میشم.
جیمین خنده ای کرد.
جیمین:ولی بیا قبول کنیم خوب خوند.
که خندم گرفت ولی جلوش رو گرفتم.
ا/ت:جیمین حرفت رو بزن.
جیمین:خوب میخوام باهام آشتی کنی به خدا من نمی تونم بدون تو و بدون اون صدات زندگی کنم.
ا/ت:......
جیمین:لطفا آشتی؟
که خودش رو برام مظلوم کرد قند توی دلم آب شود.
ا/ت:اوفففف باشه آشتی.
دیدم چشم هاش برق زد و چرخی خورد.
جیمین:بلخره بلخره باهام آشتی کرد. (داد زد)
که برگشت اومدم کمرم رو گرفت و سخت بغلم کرد و بلندم کرد.
داشت چرخ میخورد که من برای تعادلم رو حفظ کنم دستم رو دور گردن حلقه کردم.
که دوتامون داشتیم می خندیدم.
و منو گذاشت زمین و تمام صورتم رو بوس بارون کرد.
ویو جیمین
دلم براش یک زره شده بود و بوس بارونش کردم که یهو حمله به لبش کردم.
لبم رو گذاشتم روی لبش و آروم مک میزدم.
که بعد ۴۰مین ازش جدا شدم.
هردومون نفس نفس میزدیم.
که پیشونیم رو به پیشونیش چسبوندم.
جیمین:تو چرا اینقدر شیرینی ها؟ (بم)
ا/ت:جیمین خجالتم نده.
جیمین:تو الان داری خجالت از دوست پسرت میکشی؟
ا/ت:جیمین!!
که خنده ای کردم ازش جدا شدم و گل رو بهش دادم.
که چشم هاش برق زدم.
آخه چرا این دختر اینقدر شیرینه و نازه خدااا چرااا؟
که گل رو ازم گرفت.
ویو ا/ت
خیلی ذوق کردم و گل و ازش گرفت.
ا/ت:مرسی عشقم.
جیمین:کاری نکردم.
جیمین:و از توهم ممنونم که توی زندگیم هستی بریم داخل.
ا/ت:از توهم ممنونم آره بریم.
که جیمین منو بغل کرد.
جیمین:عاشقم توله.
ا/ت؛منم عاشقم ددی.
پایان
خوب نظر بدین خوبه یا نه مرسی که تا اینجا خوندی بای بای🍓💕💋
- ۲.۶k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط