اسم: بانو یون
اسم: بانو یون
سن: حدود ۶۰ سال
نقش: مادر جونگکوک
محل زندگی: طبقهی بالای عمارت اتاقی بزرگ با بوی تند عطر قدیمی و دیوارهایی پر از قاب عکسها
اخلاق کلی : مهربان
ظاهرش: موهای خاکستری موجدار داره که معمولاً با گیرههای ظریف میبنده.
چهرهش مهربونه اما پر از غمهای قدیمی.
همیشه بوی گل یاس یا چای سبز میده.
لباسهاش رنگهای روشن و ملایم دارن، بیشتر سفید، کرم یا آبی روشن.
لبخندش آرامشبخشه، ولی چشمهاش همیشه یه خستگیِ عمیق دارن.
اخلاقش:
مهربون، باحوصله و بسیار احساسیه.
همیشه سعی میکنه صلح رو بین اعضای عمارت نگه داره.
وقتی کسی رو دوست داره، بیقید و شرط براش فداکاری میکنه.
هر روز صبح برای پسرش چای مخصوص درست میکنه — میگه “مادر فقط وقتی آرومه که پسرش لبخند بزنه.”
از سیاست و بحثهای سنگین دوری میکنه، ولی ذهنی خیلی دقیق و باهوش داره. از هویون هم بدش نمیاد و جیمین رو مثله پسرش میدونه اما دخترش آری به شدت لوس و ننره و اصلا به مادرش احترام نمیزاره
باور داره که هیچکس واقعاً بد نیست، فقط زخمیه.
اون تنها کسیه که میتونه نگاه سرد جونگکوک رو نرم کنه.
از جیمین هم مثل پسر خودش مراقبت میکنه، ولی ته دلش از گذشتهی پدر جیمین ناراحته تنها اون و نا یون از گذاشته ام عمارت و راز ها خبر دارند
از هویون خوشش میاد، چون توی چشمهاش یه زخم قدیمی میبینه که کسی نمیفهمه.
از بانو نا یون (اون زن پیر بدجنس) خوشش نمیاد ولی همیشه با احترام رفتار میکنه
شبها از پنجرهی اتاقش به ماه نگاه میکنه و زیر لب دعا میخونه.
، دستمالی رو که با دست خودش دوخته به پسرش جونگ کوک داده
به باغ گلهای عمارت خیلی اهمیت میده، چون میگه “گلها حرف نمیزنن، اما حرف دل آدمو میفهمن.”
✨ جملهی مخصوصش:
> «اگه عشق درد داره، یعنی هنوز تموم نشده.»
سن: حدود ۶۰ سال
نقش: مادر جونگکوک
محل زندگی: طبقهی بالای عمارت اتاقی بزرگ با بوی تند عطر قدیمی و دیوارهایی پر از قاب عکسها
اخلاق کلی : مهربان
ظاهرش: موهای خاکستری موجدار داره که معمولاً با گیرههای ظریف میبنده.
چهرهش مهربونه اما پر از غمهای قدیمی.
همیشه بوی گل یاس یا چای سبز میده.
لباسهاش رنگهای روشن و ملایم دارن، بیشتر سفید، کرم یا آبی روشن.
لبخندش آرامشبخشه، ولی چشمهاش همیشه یه خستگیِ عمیق دارن.
اخلاقش:
مهربون، باحوصله و بسیار احساسیه.
همیشه سعی میکنه صلح رو بین اعضای عمارت نگه داره.
وقتی کسی رو دوست داره، بیقید و شرط براش فداکاری میکنه.
هر روز صبح برای پسرش چای مخصوص درست میکنه — میگه “مادر فقط وقتی آرومه که پسرش لبخند بزنه.”
از سیاست و بحثهای سنگین دوری میکنه، ولی ذهنی خیلی دقیق و باهوش داره. از هویون هم بدش نمیاد و جیمین رو مثله پسرش میدونه اما دخترش آری به شدت لوس و ننره و اصلا به مادرش احترام نمیزاره
باور داره که هیچکس واقعاً بد نیست، فقط زخمیه.
اون تنها کسیه که میتونه نگاه سرد جونگکوک رو نرم کنه.
از جیمین هم مثل پسر خودش مراقبت میکنه، ولی ته دلش از گذشتهی پدر جیمین ناراحته تنها اون و نا یون از گذاشته ام عمارت و راز ها خبر دارند
از هویون خوشش میاد، چون توی چشمهاش یه زخم قدیمی میبینه که کسی نمیفهمه.
از بانو نا یون (اون زن پیر بدجنس) خوشش نمیاد ولی همیشه با احترام رفتار میکنه
شبها از پنجرهی اتاقش به ماه نگاه میکنه و زیر لب دعا میخونه.
، دستمالی رو که با دست خودش دوخته به پسرش جونگ کوک داده
به باغ گلهای عمارت خیلی اهمیت میده، چون میگه “گلها حرف نمیزنن، اما حرف دل آدمو میفهمن.”
✨ جملهی مخصوصش:
> «اگه عشق درد داره، یعنی هنوز تموم نشده.»
- ۱۴.۲k
- ۰۴ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط