{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دم افطار که بی تاب تر و تشنه ترم

دم افطار که بی تاب تر و تشنه ترم
می شوم غرق علمدار ...عمو، ...آب، ... حرم

بعد یاد تومی افتم که غریبی آقا
تو کجا دعوتی افطار؟ چرا بی خبرم؟
دیدگاه ها (۶)

مرغ دلم در حـــرم قم نشست روی لب از شوق تبسم نشست رد شدم ا...

عاشقانه های شبنم

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

فیک انتقام یا عشق

پارت ۲۷

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط