{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺩاﺩاﺷﻢ

ﺩاﺩاﺷﻢ
شاکی شده...
گفته دیگه حق ندارم تو...
ﻭﻳﺴﮕﻮﻭﻭﻭﻥ

کنار شما عزیزام باشم ....







دلم براتون تنگ میشه
جای منو خالی کنید نبودم.بالاخره ﺑﺮاﺩﺭﻩ دیگه, غیرت داره,حساسه.لطفا تو این چند دقیقه ای که دارم میرم با دمپایی ابری بکوبم تودهنشو برگردم
جایی نرید ...
دیدگاه ها (۲)

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔بعد از رفتن لیااتاق دوباره ساکت شده بود...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏6●•_ویلیام جیمز موریارتی_چند د...

𐙚🦋 پارت سوم — «یه قدم تا شکست» 🦋𐙚ویو آتروز بعد، دوباره بعد ا...

🖤 پارت ۳۸ | «صدای پشت در»لانا فوراً برگشت سمت در.— «کی اونجا...

زندگی من از همون جایی استارت خورد که خدا شما رو بهم هدیه داد...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟖(پارت 7 و 8 جابجا شده) ویو تهیونگتهیونگ...

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط