‏«تمامِ صبح های سیصد و شصت روز دیگرِ سال، یک طرف و این چن

‏«تمامِ صبح های سیصد و شصت روز دیگرِ سال، یک طرف و این چند روزِ دیگرش که شهر به وصالِ مهر می‌رسد، یکطرف. ‏
این وقتِ سال، رازهای مگویِ شهرها را، نسیمِ با خودش می‌برد به جایی که رازهای تمامِ شهرهای غمگین جهان در آنجا بهم می‌رسند.

✍️

صبحتون به همین زیبایی

#شیراز #خانه_تاریخی ابوالقاسم مهندسی #محله_سنگ_سیاه
دیدگاه ها (۱)

▫️💠 بیشترین سریال از کدام تهیه‌کنندگان روی آنتن دوران تحول ب...

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

هر روز به خادم امام رضا علیه السلام باشیم!

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت دهمکوک هنوز به عکس خیره شده بود...

🟠 #پاییز آرام #آرام از #راه می رسد🟢 با #عطر باران و #رقص برگ...

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

کمان پولادی لئوناردو اثری از لئوناردو داوینچی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط