{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

وقتی ازشون پول میخوای(یه عنوان برادر بزرگتر)

ات: نامجون
نامجون:بله
ات: میشه بهم پول بدی برم خرید
نامجون: به جای اینکارا بشین کتاب بخون
ات: باشه تو پول بده منم بعدشکتاب میخونم
نامجون: قول
ات: قول
نامحون: باشه بیا
ات: مرسی داداشی



ات: جین
جین: هزار بار بهت گفتم بهم بگو هندسام دختره بی تربیت
ات: هوف باشه حالا میشه بهم پول بدی؟
جین: نه نمیشه
ات: داداشی هندسام خوشگل دختر کش جذابم
جین: جانم
ات: میشه لطفا بهم پول بدی برم خرید لطفا*کیوت*
جین: ای خدا یه خواهر کوچولو خوشگل کیوت که بیشتر ندارم زدم به حسابت
ات: مرسی داداش
جین: خواهش میکنم هندسام دوم
ات: عاشقتم هندسام اول
جین: منم


ات: شوگا
شوگا: چیه؟*خواب آلود*
ات: میشه بهم پول بدی برم خرید
شوگا: نه مگه پولم رو از سر راه اوردم بدم به تو
ات: واقعا که اون همه بهت نارنگی دادم اصلا قهرم
شوگا: قهر باش
ات: دلت میاد با خواهر کوچولوت قهر کنی
شوگا: راستش نه دلم نمیاد
ات: پس بده دیگه
شوگا: ای خدا باشه تو کیفمه بردار نارنگی هم بخر
ات: مرسی باشه


ات: جیهوپ
هوپی: بله سانشاینم چیزی میخوای
ات: پول میدی دارم با دوستام میرم بیرون
هوپی: دوباره پول میخوای؟
ات: لطفا خواهش میکنم قول میدم تا ماه دیگه ازت پول نخوام باشه
هوپی: ای خدا باشه میدم ولی دوباره چیزایه بدرد نخور نخریا
ات: چشم
هوپی: قول دادیا من بهت اعتماد کردم
ات: باشه قول میدم
هوپی: افربن بیا اینم کارتم
ات: مرسی


ات: جیمین
جیمین: بله
ات: بهم پول میدی؟
جیمین: وایسا یعنی اون یه میلیون وون که ۴ روز پیش بهت دادم تموم شد؟
ات: ام.... راستش آره
جیمین: ات قول میدم به مامان و بابا نگم خودمم کاریت ندارم بگو باهاش چیکار کردی
ات: خب با دوستام رفتم بودم بیرون تموم شد
جیمین: خودت خریدای دوستاتو حساب کردی؟
ات: نه بخدا
جیمین: خب چطوری تموم شد چیکار کردی
ات: نمیدونم چرا بهو تموم شد
جیمین: ای خدا بیا اما اگر دوباره زود تمومش کنی من میدونم با تو تا ۳ ماه دیگه هم پول نمیدم
ات: چشم
جیمین: آفرین بیا
ات: مرسی


ات: تهیونگ
تهیونگ: بله چیه
ات: میسه بهم پول بدی
تهیونگ: ای خدا دوباره یونتان خرجش از تو کمتره
ات: یونتان مگه ادمه
تهیونگ: اِ اِ اِ درست حرف بزن این چه حرفیه خجالت بکش
ات: خب حالا مگه من چی گفتم؟
تهیونگ: واقعا که ببین یونتان این دختره چطوری باهات حرف میزنه
ات: خب بابا ببخشید دیگه حالا بهم میدی؟
تهیونگ: نه
ات: باشه منم به بابا میگم دوست دختر داری
تهیونگ: منم به مامان میگم تو بشقاب مامان بزرگو شکوندی
تهیونگ: منم بهش میگم رفته بودی بار
ات: منم میگم تو بودی فرش رو سوزوندی
(و این دعوا ادامه دارد)
تهیونگ: باشه بابا بیا اینم کارتم فقط یاکت باش
ات: مرسی داداش جونم
تهیونگ: تا دو دقیقه پیش داشتی بهم میگفتی کثافت پدرصگ الان شدم داداش جونت
ات: خب حالا
تهیونگ: ای خدا
(بچه ها من تهش نفهمیدم یونتان مرده یا نه میدونید تو کامنتا بگید)

ات: کوک
کوک: چی میخوای
ات: بهم پول بدی؟
کوک: واسه چی؟
ات: میخوام برم لباس بخرم
کوک: مگه تو دیروز لباس نخریدی؟
ات: چرا ولی بازم میخوام
کوک: بابا ورشکستم کردی دختر چخبرته
ات: بابا آخرین باره بده دیگه
کوک: نه نمیشع خودم لازم دارم
ات: خب بده دیگه تروخدا داداشی بخاطر من
کوک: ای خدا وقتی اینطوری میگی کم میارم باشه بیا
ات: مرسی داداش
کوک خواهش فقط خریدت تموم شد شیرموزم بگیر
ات: شیرموز بخرم پولت تموم میشه چیزی برام نمیمونه
کوک: چطور با پول شیر موز پولم تموم میشه ولی با پول خریدای تو تموم نمیشه
ات: مگه تو به دو بسته شیرموز راضی هستی باید کلی بگیرم
کوک: یعنی نمیخری من کارتمو بگیرم
ات: نه نه گوه خوردم میگیرم
کوک: آفرین

کدومش باحال تر بود؟
ببخشید میدونم ریدم متاسفم
دیدگاه ها (۳۴)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

شب تولدم فصل 3پارت 4پسره: باشه حالا چرا ناراحتی ات: چون تو ر...

سناریو بی تی اس درخواستی:وقتی میخوایم بریم رو تخت بخوابیم به...

پارت ۱۴ .من .....من ازت خوشم میاد ات در تعجب گفت چییییی تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط