{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز باران

باز باران

نه نگویید با ترانه

می سرایم این ترانه جور دیگر

 باز باران بی ترانه

دانه دانه

میخورد بربام خانه

یادم ارد روز باران

پا به پای بغض سنگین

تلخ و غمگین

دل شکسته

اشک ریزان
دیدگاه ها (۴)

میخوام چند تا سلامتی بگم خیلی غمگینه...سلامتی پسری که پسری ک...

موجود بے آزارے هستم .ساز مے زنمقصہ مے خونمشعر مے نویســـــم ...

شِنْیدَمْ میگَنْ توْ اوُنْ دُنْیٰا تَمٰامِ اَعْضٰایِ بَدَنْ ...

ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪﯾﮑﯽ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺑﺎﺷﻪ،ﯾﮑﯽ ﺑﺘﺮﺳﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺑ...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

به نام اوچه زیبا فرمود که «ابراز عشق به آن که به تو بی میل ا...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

از ترس تا اعتمادpart: 1 ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

پارت سوم: شروعِ یک بازیِ تازهصبحِ روز بعد، رزا در حالی که نف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط