{% if state.amp %}
{% else %} {% endif %}
padmira-1
۱۱
پسند
داستان*
داستان*
این اقاعه یه ماشین میدزده ولی متوجه میشه یه بچه توی ماشینه ، بچه رو به والدینش برمیگردونه و سرزنششون میکنه که چرا بچه رو توی ماشین ول کردن ، بعد دوباره سوار ماشینی دزدیده میشه و میره
والا دمش گرم
دانلود
۱.۵k
۲۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (
۱
)
رمان یک نیمکت فاصله
نامجون این پست رو لایک کرده و کامنت گذاشته «ممنونم» داستان ی...
این فقط یه خاطره برای اون بچه نبود… 🥹💙این لحظه قشنگ، توی دل ...
پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...
😔خونه برای فرزندت آرامشه؟ یا دلش میخواد فرار کنه ازش؟ 🏠 نوج...
داستان دل نشین خودم🥲 یه روزی هانما، از هانماهای شهر، یعنی ا...
من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...
سناریو(درخواستی):وقتی بچتون برای اولین بار راه میره :نامجون...
اهنگ پست دوم جانگ کوکترجمه اهنگترجمه متن آهنگ بیا توی خیابون...
A Shadow Named You سایهای به نام تو P.16(روایت از زبان ا.ت)...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین