{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرگز این بار نگویم که چه در سر دارم

هرگز این بار نگویم که چه در سر دارم
تا که از چشم تو یک شعر دگر بر دا رم

شعر از چشم فریبا ی تو گفتن بی شک
حس خوبی ست که در باغ صنوبر دا رم

به گمانم که فقط شاعر چشمان توام
چون که از چشم تو صد قافیه ا ز بر دارم

زود برگرد که با چشم ترم هر شب و روز
خسته از خویش فقط چشم به این دردارم

گله ای نیست از این قاصدک سر به هوا
من امید خبر از پای کبوتر دارم

رفته ای از بر این سوخته دل باور کن
در نبودت به خدا صد غم دیگر دارم

شمع باید بشوی تا که بدانی به دلم
دردها از غم پروانه ی پر پر دارم
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

از چشمم هرگز نیفتد خنده ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی ...

ایران منتمام خشت خشت پیکرت را دوست  می دارم برای از "الف" تا...

عاشقانه های شبنم

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #شعر #کلیپ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط