کینه و عشق. پارت ۱
کینه و عشق. پارت ۱
سلام من ا.تم ۲۲سالمه در
کره زندگی میکنم و مدیر عامل یکی از شرکت های پدرم هستم
ا.ت: دوباره یه صبح مسخره دیگه بزور از تخت پاشدم یه دوش گرفتم صبحانه خوردم که گوشیم زنگ خورد مامانم بود گفت سریع بیا خونه پدرت باهات کار داره
ا.ت: یه لباس خوشگل پوشیدم و رفتم وقتی که رفتم داخل خونه سریع مامانم منو برد داخل اتاق کار پدرم حتی بهم فرصت حرف زدن نداد وقتی که رفتم داخل دیدم تهیونگ وپدرش اینجا هستند هنگ کردم
پدر ا.ت: سلام نمیکنی
ا.ت: سلام کردم و دور از تهیونگ و پدرش نشستم
پدر ا.ت :ماباید برای شکست یک دشمن قوی داخل آمریکا یکی بشیم برای همین تصمیم گرفتیم که شما دوتا یعنی تو و تهیونگ باهم ازدواج کنید
ا.ت :بلند شدم ودادزدم من با این مرد ازدواج نمیکنم اون باعث شد من مریز بشم باعث شد ۵ سال شما ها رو نبینم من حاضرم بمیرم ولی با این مرد ازدواج نکنممم
فلش بک ۵ سال پیش از.ت :(ا.ت وقتی که به دبیرستان میرفت همه اذیتش می کردند که این باعث شد در سن ۱۶ سالگی دچار افسردگی شدید بشه برای همین پدرش اونو به آمریکا فرستاد ) پایان فلش بک
سلام من ا.تم ۲۲سالمه در
کره زندگی میکنم و مدیر عامل یکی از شرکت های پدرم هستم
ا.ت: دوباره یه صبح مسخره دیگه بزور از تخت پاشدم یه دوش گرفتم صبحانه خوردم که گوشیم زنگ خورد مامانم بود گفت سریع بیا خونه پدرت باهات کار داره
ا.ت: یه لباس خوشگل پوشیدم و رفتم وقتی که رفتم داخل خونه سریع مامانم منو برد داخل اتاق کار پدرم حتی بهم فرصت حرف زدن نداد وقتی که رفتم داخل دیدم تهیونگ وپدرش اینجا هستند هنگ کردم
پدر ا.ت: سلام نمیکنی
ا.ت: سلام کردم و دور از تهیونگ و پدرش نشستم
پدر ا.ت :ماباید برای شکست یک دشمن قوی داخل آمریکا یکی بشیم برای همین تصمیم گرفتیم که شما دوتا یعنی تو و تهیونگ باهم ازدواج کنید
ا.ت :بلند شدم ودادزدم من با این مرد ازدواج نمیکنم اون باعث شد من مریز بشم باعث شد ۵ سال شما ها رو نبینم من حاضرم بمیرم ولی با این مرد ازدواج نکنممم
فلش بک ۵ سال پیش از.ت :(ا.ت وقتی که به دبیرستان میرفت همه اذیتش می کردند که این باعث شد در سن ۱۶ سالگی دچار افسردگی شدید بشه برای همین پدرش اونو به آمریکا فرستاد ) پایان فلش بک
- ۵.۰k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط