دوست دارم یه چیزایی بگم که راجب شماها نیست ولی نمیدونم دو
دوست دارم یه چیزایی بگم که راجب شماها نیست ولی نمیدونم دوست دارم یکی به حرفام گوش بده چه شکلی بگم نمیدونم دوم برای تنگ شده و در همین حال حالم از بهم میخوره میخوام از مدرسه بره ولی بازم دوست دارم هر روز ببینمش دوست دارم خوشحال باشه در همون حال دوست دارم هر روز خون گریه کنه
- ۳۲۹
- ۱۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط