بکی:هوه امروز روز عشقه خوش به حال انیا و دامیان یعنی دمیت

بکی:هوه امروز روز عشقه خوش به حال انیا و دامیان یعنی دمیتروس بهم کادو میده کاش خودشو بده اه(*>∇<)ノ


بکی میره تو حیاط(چرا همش حیاطی)

دمیتروسم میادش چون میخواست اعتراف کنه

دمیتروس:سلام بکی!
بکی:ازم خواستگاری بکنهههههههه(*≧ω≦)

بکی:سلامم
دمیتروس:چطوری
بکی:خوبم به لطف تو
دمیتروس:🙂
سکوت بر قرار شد
بکی:(چیکا کنم؟چیکا کنمممممممم*
دمیتروس:بکی
بکی:بله!
دمیتروس:عاشق شدی؟
بکی:........ا...اره🍅
دمیتروس:کی.
بکی:.....🍅🍅
دمیتروس:؟
بکی🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅
دمیتروس:میخوام تورو مال خودم کنم
بکی:چییییییی
خر ذوق
دمیتروس انگشترو در اورد و تو دست بکی کرد
بکی:میپره بغلش
بکی:خیلی دوست دارم🍅
دمیتروس:🍅🙂
اه حالم بهم خورددیددقدیدقد
دیدگاه ها (۱)

انیا بیدار شد حالش خیلی خوب نبود دید دامیات محکم بغلش کرده ن...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۹**(روز بعد - کلاس درس 🏫)بکی با یک دفت...

P20انیا از شدت خسته گی قش کرد رو تخت و همین طور دامیان فردا ...

007-پنهان در مه - پارت ۶۸

دروغی که واقعی شد

معجزه عشق از زبان نویسنده سر کلاس) ذهن انیا : خدایا ....باید...

بعد از عملیات استریکس پارت ۸تو مدرسه آلما رسید مدرسه نیلانا(...

«شبه اخر»یکدفع آنیا دست دامیان رو میگیره و دامیان سرخ میشه آ...

بکی : ترور خدا شما که هر دوتون این رقصو بلدید تازه آنیا قول ...

عشق پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط