امشب از آسمان دیده ی تو...
امشب از آسمان دیده ی تو...
روی شعرم ستاره میبارد
در سکوت سپید کاغذ ها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه ی تب آلودم...
شرمگین از شیار خواهش ها...
پیکرش را دوباره میسازد...
عطش جاودان آتش ها ...
آری،، ... آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
روی شعرم ستاره میبارد
در سکوت سپید کاغذ ها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه ی تب آلودم...
شرمگین از شیار خواهش ها...
پیکرش را دوباره میسازد...
عطش جاودان آتش ها ...
آری،، ... آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
- ۱.۳k
- ۲۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط