{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب از آسمان دیده‌ی تو

امشب از آسمان دیده‌ی تو

روی شعرم ستاره می‌بارد

در زمستان دشت کاغذها

پنجه‌هایم جرقه می‌کارد





شعر دیوانه‌ی تب‌آلودم

شرمگین از شیار خواهش‌ها

پیکرش را دوباره می‌سوزد

عطش جاودان آتش‌ها



آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست



شب پر از قطره‌های الماس است

از سیاهی چرا هراسیدن

آنچه از شب به جای می‌ماند

عطر سکرآور گل یاس است
دیدگاه ها (۱)

مردی سالخورده با پسر تحصیل کرده‌اش روی مبل خانه خود نشسته بو...

ﺩِﻟـَﻢ ﮔِﺮِﻓﺘـِـﻪ ﺍَﺳـﺖ…! ﯾــﺎ ﺩِﻟـﮕﯿــﺮَﻡ…! ﯾـﺎ ﺷﺎﯾَـﺪ ﻫَ...

گاهی میرسد که تو میمانی و کاغذ سفید و قلمت مینویسی خط میزنی...

امشب از آسمان دیده‌ی تو روی شعرم ستاره می‌بارد در زمستان دشت...

امشب از آسمان دیده ی تو روی شعرم ستاره می بارد در زمست...

امشب از آسمان دیده‌ی تو روی شعرم ستاره می‌بارد در زمستان دشت...

امشب از آسمان دیدهٔ تو<روی شعرم ستاره می بارددر سکوت سپید کا...

امشب از آسمان دیده‌ی تو روی شعرم ستاره می‌بارد در زمستان دشت...

امشب از آسمان دیدهٔ تو روی شعرم ستاره می‌بارد در سکوت سپید ک...

امشب از آسمان دیده ی تو...روی شعرم ستاره میبارددر سکوت سپید ...

امشب از آسمان دیدۀ توروی شعرم ستاره می‌بارددر سکوت سپید کاغذ...

امشب از آسمان ديده تو روي شعرم ستاره ميبارد در سكوت سپيد كاغ...

از دوست داشتن امشب از آسمان دیده تو روی شعرم ستاره میبارد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط