می کشم درد آن که ما را عاشقِ خود کرد کو؟
می کشم درد آن که ما را عاشقِ خود کرد کو؟
آن که هر شب لاف می زد می شود همدرد کو؟
لرز دارم می کَنم جان از تمامِ خاطرات
گرمیِ شب هایِ پر سوز و سراسر درد کو؟
هاج واجم آن که ما را به خودش وابسته کرد
هر بلایی خواست آخر بر سرم آورد کو؟
ناجیِ من مانده ام بی من کجا با کی خوش است
داد دل را دست فصلِ جان گداز و سرد کو؟
دست مردی داد تا با من بماند تا ابد
این حوالی من نمی بینم نشان از مرد کو؟
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
آن که هر شب لاف می زد می شود همدرد کو؟
لرز دارم می کَنم جان از تمامِ خاطرات
گرمیِ شب هایِ پر سوز و سراسر درد کو؟
هاج واجم آن که ما را به خودش وابسته کرد
هر بلایی خواست آخر بر سرم آورد کو؟
ناجیِ من مانده ام بی من کجا با کی خوش است
داد دل را دست فصلِ جان گداز و سرد کو؟
دست مردی داد تا با من بماند تا ابد
این حوالی من نمی بینم نشان از مرد کو؟
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
- ۱.۹k
- ۰۷ مهر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط