{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشناختی فغان دل رهگذر که دوش؛

نشناختی فغان دل رهگذر که دوش؛
ای ماهِ قصر، بر لب ایوان نیامدی؟

گیتی متاع ِ چون مَنَش آید گران به دست
اما تو هم به دست من ارزان نیامدی

صبرم ندیده ای که چه زورق شکسته ای‌ست
ای تخته ام سپرده به طوفان، نیامدی

در طبع شاعرخزان شد بهار عشق
زیرا تو خرمنِ گل و ریحان نیامدی...
دیدگاه ها (۲)

گفتی چون جان رسد به لبت خواهم آمدنبر لب رسید جان فگارم نیامد...

یاد تو می کنم من، در موسم بهارانافسوس رفته ای تو، لعنت به رو...

نه غزل برای خواندن، نه صدا برای آوازنه هوای شعر دارم، نه پری...

‌ما اهل دلیم شعر به جانانه سراییماز نقش همه اهل ریا رنگ زدای...

انتظار باز امشب ای ستاره تابان نیامدی باز ای سپیده شب هج...

باز امشب ای ستاره تابان نیامدیباز ای سپیده شب هجران نیامدیشم...

باز امشب ای ستاره تابان نیامدیباز ای سپیده شب هجران نیامدیشم...

تقدیم به زندگیم:💐🫂🧿🌐باز امشب ای ستاره تابان نیامدیباز ای سپی...

باز امشب ای ستاره ی تابان نیامدی باز ای سپیده ی شب هجران نیا...

باز امشب اي ستاره ي تايان نيامدي .....باز اي سپيده ي شب هجرا...

گیتی متاع چون منش آید گران به دستاما تو هم به دست من ارزان ن...

صبرم ندیده ای که چه زورق شکسته ایست؟ای تخته ام سپرده به طوفا...

باز امشب ای ستاره تابان نیامدیباز ای سپیده شب هجران نیامدیشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط