{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انتظار

انتظار


باز امشب ای ستاره تابان نیامدی
باز ای سپیده شب هجران نیامدی

شمعم شکفته بود که خندد بروی تو
افسوس ای شکوفه خندان نیامدی

زندانی تو بودم و مهتاب من چرا
باز امشب از دریچه زندان نیامدی

با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز
چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی

شعر من از زبان تو خوش صید دل کند
افسوس ای غزال غزلخوان نیامدی

گفتم بخوان عشق شدم میزبان ماه
نامهربان من تو که مهمان نیامدی

خوان شکر به خون جگر دست می دهد
مهمان من چرا به سر خوان نیامدی

نشناختی فغان دل رهگذر که دوش
ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی

گیتی متاع چون منش آید گران به دست
اما تو هم به دست من ارزان نیامدی

صبرم ندیده ای که چه زورق شکسته ای است
ای تخته ام سپرده به طوفان نیامدی

در طبع شهریار خزان شد بهار عشق
زیرا تو خرمن گل و ریحان نیامدی
دیدگاه ها (۴)

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿.دلبسته به تو بودم و غمخوار نبودیافسو...

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

امشب، پیش از آن‌که چشمانت را به خواب بسپاری، لحظه‌ای مکث کن ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒉𝒂𝒕𝒆?_ا/ت خشکش میزنه،فاصله بین ا/ت و جونکوک و نوری ک...

#عشق در نگاه او part 5 ویو سالی@داشتیم با سوزا خوراکی می خود...

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۱ | «مهمان ناخوانده» ساعت...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 221♡⁠。⁠)⁩جونگکو...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط