در نیست، راه نیست

در نیست، راه نیست
شب نیست، ماه نیست
نه روز و نه آفتاب
ما بیرون زمان ایستاده ایم با دشنه تلخی در گرده هایمان
هیچکس با هیچکس سخن نمی گوید که خاموشی به هزار زبان در سخن است
بر مرده گان خویش نظر میبندیم با طرح خنده ای
و نوبت خود را انتظار می کشیم بی هیچ خنده ای
دیدگاه ها (۷)

بسم الله الرحمن الرحیم در باب تفرّد :فردیت با مجزا بودن فرق ...

آره برا همه سختهولی یکی پاهاش خون میادیکی فقط کفشاش گِلی میش...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.58(روایت از زبان ا.ت)بع...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت پنجمکوک چند لحظه به خیابان خیره...

#استادانصاریان در سخنرانی خود به حکایت شیرین با محوریت #مولا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط