در نیست، راه نیست
در نیست، راه نیست
شب نیست، ماه نیست
نه روز و نه آفتاب
ما بیرون زمان ایستاده ایم با دشنه تلخی در گرده هایمان
هیچکس با هیچکس سخن نمی گوید که خاموشی به هزار زبان در سخن است
بر مرده گان خویش نظر میبندیم با طرح خنده ای
و نوبت خود را انتظار می کشیم بی هیچ خنده ای
شب نیست، ماه نیست
نه روز و نه آفتاب
ما بیرون زمان ایستاده ایم با دشنه تلخی در گرده هایمان
هیچکس با هیچکس سخن نمی گوید که خاموشی به هزار زبان در سخن است
بر مرده گان خویش نظر میبندیم با طرح خنده ای
و نوبت خود را انتظار می کشیم بی هیچ خنده ای
- ۱.۶k
- ۲۴ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط