☆خون شیرین☆p7

سخنی از نویسنده: اینجا یویی روی دل شینو نشسته که بتونه راحت تر ببوستش.یویی=آرهامممممممم*بوسیدن و مکیدن* یویی:هولی هستیا😠آب دهنت همین طوری راه افتادهشینو=مگه میشه تو روی دلم نشسته باشی و بوسم کنی آب دهنم راه نیافته لعنتی تو خیلی کاواییی موخوام بوخورمت🤤*گاز گرفتن و مکیدن گردن*یویی=اهههه هاااا تو دیگه کی هستی دردم اومدباو اون دندونا ی نیشت و فرو کردی تو گردنم داره خونمیاد*اشک تو چشای یویی جمع شد*شینو=...م...عذرت میخوام متاسفم کنترلم و از دست دادم ببخشیدیویی=عیب نداره حداقل هر وقت کسی پیشنهاد رل داد این و بهش نشون میدم میگم که صاحب دارم🤣😂شینو=تو که سگم نیستی چرا این حرف و میزنی یویی=هه هه هه خخخخ😂درون یویی=چرا حس عجیبی به شینو دارم چرا این حس تمومی نداره نکنه من دیوونم چرا نمیتونم این حسمو بهش اعتراف کنم هیچ وقت این طوری احساس نکرده بودم که واقعا کسی دوسم داره ، حس جالب و خوبیه این حس و دوست دارم نمیخوام این حسی که به شینو داره تموم شه. ولی خودمونیما لباش مزه ی خوبی میده🤤شینو=ووووو چشاش و نگا کن داره برق می‌زنه چی شده ها 😄یویی=هاااا بسه دیگه بلند شو من گشنمه غذا موخوام.شینو=هووو تو که دیگه انسان نیستی بلند شو بیا این خون و بخور یویی=چطوری اممم وقتی توی کیسس🩸؟؟شینو=خو دیوونه از دندونای نیشت استفاده کن وقتی خون آشامی اون دندونا تیز تر و برنده میشنیویی=اووو اینطورییی ؟امممم چه خوشمزست گروه خون ایم فرد مطمئنم آ مثبت بوده اره؟؟ شینو=هووو آفرین دیدی گفتم و البته کیسه رو خوب پاره کردییویی=ببینم اینجا خیلی بزرگه حداقل باید کتابخانه ای چیزی داشته باشه نه؟شینو=نه زیاد کتاب نمیخونم بیشتر عاشق موسیقیم با هر سازی که بگی میتونم سه سوت با هر سازی که بگی اهنگ بزنمیویی=هییییی ببینم ویالون یا پیانو داری🤩خیلی ذوق دارم بیا بریممممم شینو=هی وایسا میخوری از پله ها زمینا طبقه ی بالا آخرین اتاق اونجاس*در اتاق را باز کردن*یویی=هااااا چه بزرگه هووو واوی تو حتی فلوت و سه تارم میزنی تو خیلی فوق العاده ایااااببینم ویالون کجاست؟؟؟؟شینو=اوناهاش اون کناز من زیاد ازش استفاده نمیکنم چون واقن ساز سختیه هاها ........ وو*صدای ساز ویالون*درون شینو=وایی این دختر دیگه چه کسیه آخه من چند سال فقط برای اینکه صدای ساز و در بیارم گذروندم بعد این دختر اولین بار ساز و گرفت و داره باهاش مینوازه شینو=وااااااااا چرا سازا روی هوا معلقن هیهیییی یویی بسه ویالون و بزا زمین.یویی= *چشاشو وا کرد* هی یا جد پشمممم این چیه دیگهتقتتقق*صدای به زمین خوردن سازها*یویی=هی اینجا چه خبره تقصیر من بود من م....معذرت میخوام ببخشیدشینو=هووووووو تو عالییی یویی بازم باید این کارو کنی از اونجایی که من میدونم این و از مادرت به ارث بردی اون یه ساحره ی بزرگ بود هووو این عالیه یویی=*با فریاد داد زد* چی میگی این چیه من نمیتونم بفهمم این چیه درک نمیکنم تو که چیزی ازساحره ها نمیدونی چطو میخوای کمکم کنی هاا ؟؟
شینو=هی آروم باش شاید فقط یه خون اشام باشم ولی از ساحره ها هر چی بخوای و میدونم من خودمو برای دیدن تو کنار تو موندن آماده کردم....................شینو=هی هی هیشششش از* پشت بغل کردن *شینو دست هایش را روی گوش های یویی گذاشت و گوش هایش را مالوند تا حس آرامش کند آرام آرام آن را وارد اتاق خواب کرد و آن را نشوند روی تخت و شانه و کش مو را آورد.شینو=هیی دختر کوچولوی من چرا خودتو داری عذاب میدی فقط رهاش کن*نوازش کردن و شانه زدن موها*مثبت فک کن من مثل تو 3 رگه نیستم ولی باید خوشحال باشی که همچین چیزی و از پدر و مادر واقعیت به ارث بردی. من مواظبتم همیشه کنارتم بهت کمک میکنم تا درباره ی محبتات بدونی و بتونی از اونا درست استفاده کنی باشه.یویی با اشک هایی که آروم آروم می‌ریخت گفت:یویی =با....ب...باشه*بافتن موها تموم شد*شینو با دست هایش صورت یویی را نوازش کرد و اشک هایش را پاک کرد پیشونیش را به پیشونی یویی زدآرام یویی را هول داد به سمت بالشت و آن را خوابوندو کنارش خوابید و لب هایش را به سمت گردنش برد و بوس کوچکی بر گردنش زد:شینو=شب بخیر ماه کوچولوی من خوب بخوابییویی =پس اگه من ماهم تو هم ستاره ای هستی که با وجود تو هنو ماه وجود داره اگه تو و ستاره ها یهو ناپدید بشین ماه هم از غم و اعصبانیت میمیره و وقتی حتی با ضربه ی یک شهاب سنگ به 1000000 تیکه تبدیل میشه.
تو قول دادی باید پیشم بمونی نباید زیر قولت بزنی خو*با گریه*شینو= هی وقتی من یه قولی میدم تا تهش باهاتم تا وقتی که بمیرم پیشت میمونم و هیچوقت ترکت نمیکنم.شینو،یویی رو.... اگه پارت میخوای ۵ لایک و البته ۲ کامنت
دیدگاه ها (۱۲)

سناریوی بلولاک

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

همه‌ی آدما یه نیمه‌ی تاریک دارن یه نیمه‌ی روشن.یعنی تو وجود ...

سناریو چویا

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

زندگی‌ت کوتاه‌تر از اونیهکه حرومِ فکر کردن به زندگی دیگران ک...

دنیای جونگ‌کوک با یک تماس تلفنی، کلاً زیر و رو شد. اون یه پس...

شاهکاری به نام دروغ

پیمان نقره ای

پارت جدید..میگذرد..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط