{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنج

ساعت شد هشت
دوستای کوک زنگ زدن گفتن اگه خواستی بیا بریم یکم مست کنیم هستی ؟
کوک قبول کرد
کوک : آسا من دیر میام مواظب خودت باش
آسا : باشه
کوک رفت با تهیونگ و شوگا مست کنه اونا خیلی کم خوردن و تهیونگ اصلا نخورد
تهیونگ : کوک کم بخور خیلی خوردیا
کوک با حالت مستی گفت : نه خوبم
شوگا : تهیونگ ببرش خونه این ندید بدیده
تهیونگ : این هیچی بیچاره آسا اینو با این حجم مستی چطور تحمل کنه وایییییی اخه چی بگم
بردنش در خونه
تهیونگ : سلام
آسا : سلام ببخشید شما ؟
تهیونگ : ببخشید من اومدم جونگکوک رو تحویل بدم
آسا : باشه خب مگه خودش نمی تونست بیاد بگه ؟
تهیونگ : اممم نه خب راستش مسته و خیلی هم مشروب خورده نمی دونم چی بگم
کوک : به سلام عشقم
آسا : اوه اره راست میگی 😶
تهیونگ : باشه خب من دیگه میرم فعلا
آسا : فعلا
ویو آسا
حالا من با این چیکار کنم اخه 😖😣
کوک : عشقممم بیا بریم رو تخت قراره حال کنیم 🤫🤤 هوس کردم
آسا : هیچ وقت فکر نمی کردم بخوام اینو بگم ولی خفه شو
ویو آسا
بردمش انداختمش تو تخت هوفف 😓 چقدر سنگین بود
خواستم برم که دستمو کشید
کوک : کجا میخوای بری ؟ قراره امشب ب...گا..مت ( جذاب و سکسی )
آسا : اهایییییی چی میکنی
ویو آسا
انداختم رو تخت و خیمه زد روم
آااااااههه


اگه منحرفی ادامه تو کامنتا اگه کامنتا رو خوندی یه کامنت بزاری یا فالوم کنی یا لایک کنی خوشحال میشم
دیدگاه ها (۵)

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

ترجمه:زندگیت قراره شاد و آروم باشههمه چیز قراره درست بشه(الب...

پارت دو «ات ویو»خب ی حس بدی دارم ولی نباید بگم کوک: چی شده پ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P27تهیونگ: اووو آ...

Iove and the moonPart11همینطور که اطراف خیره شده بود دست گرم...

پارت ۶ 🖤با شنیدن حرف جونگ‌کوک، قلبم ریخت.— «چی گفتی؟ جیمین د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط