عشق انتخابی من

۴۳



( ویو ۴ روز بعد )
( ویو هایری)



الان دقیقا چهار روز از این که فهمیدم حاملم میگذره من خیلی خوشحالم که که قرار حاصل زندگی مون به دنیا بیاد وای کیه نمیزارم فکر هم کنم گوشیم رو برداشتم نگاهش کردم لوسی بود


لوسی... سلام خانم خیلی بی معرفت بی شعور کثافت تو چرا زیر تریلی نمیری خدا کنه ۲ تون داخلش باشه


هایری... هوپ هوپ وایسا خوب جونم سرم شلوغ بوده با این دختره سر کله میزدم ببخشید.. آنقدر هم فهش نده بی
ادب من هم بلدم فهش بدم ها


لوسی... درد کدوم دخترم هان


هایری... دختر عمه کوک من درش رفته خارج از کشور این هم اومده آویزون کوک شده اینجا میمونه روی اعصاب من می‌ره


لوسی... وایی اونجا میمونه شت 😂


هایری... درد چرا میخندی هان


لوسی... مثل هوووت میمونه نه الان این حس رو داری نه


هایری... خفه آشغال آنقدر من رو حرص نده خدا نکنه کثافت...


لوسی..‌ باشه خوب دیگه چه خبر چه میکنی


هایری.. بچه بزرگ میکنم


لوسی... چچیی


هایری.. کر شدم


لوسی.. بچه به دنیا آوردی ... با مال اون دختره هست


هایری... گوه نخور من بچه اون رو بزرگ میکنم هان


لوسی.. خوب درست بگو دیگه چی شده


هایری.. من حاملم


لوسی... وایی راست میگی وایی من خاله شدم


هایری.‌.. آره راست میگم خنگه


لوسی.. وایی خاله قربونش بره چند ماهش هست


هایری..‌ دو دیگه میشه دو هفتش


لوسی.. چی تا به دو هفته خیلی کوچک هست که من گفتم حالا دو ماهی باید باشه


هایری.. نه بابا


لوسی.. خوب میای بریم برای توله ت چیزی بخریم


هایری.. کی بریم


لوسی.. نمی‌دونم .. فردا خوبه


هایری... آره فردا خوبه


لوسی.. باش .. خوب دیگه چه خبر با این سلیطه چی کار میکنی


هایری.. هیچ گوهی نمیتونه بخوره کوک دعواش می‌کنه


لوسی.. پس خوبه


هایری.. از تو چه خبر


لوسی.. خبری نیست میگم تو از دوست کوک تیهونگ خبر داری


هایری.. نه توی شرکته دیگه با کوک کار می‌کنه نه من ندیدمش چه طور


لوسی.. همین طوری خواستم بدونم


هایری..‌ من که باور نکردم


لوسی.. باش کاری نداری دیگه من برم


هایری.. خوبی چت شد


لوسی... نه خوبم


هایری... باش نه کاری ندارم


لوسی.. فعلآ


هایری.. بای


پایان مکالمه


کوک ..‌ سلام جونم


اومد دستش رو دور گردنم حلقه کرد من گونم رو بوسید


هایری.. اه کوک تو کی اومدی


کوک ... چند دقیقه پیش چه طور


هایری.. نفهمیدم خوب


کوک .. چون با تلفن حرف می‌زدی خوب .


هایری.. آره


کوک .. چی میخوری


هایری.. کوک یک سوالی ازت دارم بیا بشین


کوک .. جونم


اومد نشست کنارم یک تیکه از موهام رو گرفت و دور انگشتش می‌پیچید


هایری.. خوب میگم تو هنوز هم آدم میکشی یا شکنجه میدی


کوک .. چه طور


هایری... میخواهم بدونم خوب










حمایت عشق ها



لایک ..‌ ۵۱
دیدگاه ها (۱۷)

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

ـLove and the moonPart48یونا بلند داد زد: گمشو عوضی دیگه به...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

پارت ۱۱«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»«منم همین طور کو...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

شایدم به زودی خبر مذاکره بیاددلار مث چی سقوط کنهو همه بگه به...

### سناریو BTS 💜 وقتی می‌گی: «من نوازش می‌خوام…» 🥺نامجون (RM...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty five:ویوی تهیونگ:بعد از ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط