{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۶

پارت۶
دیانا: چنتا کار دادن انجام بدیم
....:سلام
دیانا:سلام
....:می تونم اسمتو بپرسم
دیانا:دیانام اسم تو چیه
....:نیکام
دیانا:خوشبختم
نیکا:میشه بیشتر آشنا شیم
دیانا:اره
نیکا: چطور امدی اینجا
دیانا:کل قضیه رو گفتم
نیکا:واسه پدر مادرت متاسفم‌ و تسلیت میگم خواهرت الان کجاس
دیانا: اونم داره سالن رو مرتب میکنه تو چجوری امدی
نیکا:مامانم مرد بعد از مرگ مامانم بابام زن گرفت و بخاطر بدهی مجبور شد منو بده البته به بابام نمیشه لقب بابا داد(بغض)
دیانا:وایی ببخشید نمیخواستم اشکتو دربیارم
نیکا:اشکال نداره(گریه)
دیدگاه ها (۵)

رمان عاشقم باش 🫀🙃 پارات12

عشق ممنوعه من پارت ۸#ارسلاننیکا امد پیشم ن. عزیزم کارتت میدی...

رمان: لجبازی 🧸 پارت: 2

#زیباترین_عشق#پارت_45دیانا _خیلی خوشحال بودم از یه ورم خجالت...

پرستار اوین پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط