{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پلک وا کن رو به من، رو کن هر آنچه بود را

پلک وا کن رو به من، رو کن هر آنچه بود را
آن دو تا جام می ناب غزل آلود را

زل بزن در چشم من بگذار وقت رفتنت
خوب بدمستی کنم این فرصت محدود را

سینه‌ام آتش گرفته، دست من قلیان بده
تا نفهمد هیچ فردی علت این دود را !

انتظار یک غزل داری ولی بنشین ببین
آخرین نقاشی مردی که شاعر بود را

بی حضور گرم تو در بوم حتی آفتاب
پر نخواهد کرد هرگز جای این کمبود را

دلخوری، می‌دانم ! اما خصلت دریاست این
توی هر حالی که باشد می‌پذیرد رود را
دیدگاه ها (۰)

🔴🍏✨ ویتامین‌ها و مواد مغذی مهم برای سلامت مو! 💇🏻‍♀️💚💇🏻‍♂️😍🌿 ...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

از دشمنان تا عاشقان

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

احساس غزل دارم و شعری که جدید استدر من بِنِشین رو به خدایی ک...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کنلب وا کن و با واژه بزن جادو کنلی...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کنلب وا کن و با واژه بزن جادو کنلی...

عاشقانه

گاهی از در تو بیا، بنشین کنار ِ او که نیستزُل در آیینه سلامی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط