اهل زمين نبود نمازش شکسته بود.

اهل زمين نبود نمازش شکسته بود.

برسنگ قبر من بنويسيد پاک بود
چشمان اودائما از اشک شسته بود.

برسنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمر
براي هرتبر وتيشه دسته بود.

بر سنگ قبر من بنويسيدکل عمر
پشت دري که باز نميشد مانده بود
دیدگاه ها (۱)

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

برسنگ قبر من بنویسیدخسته بوداهل زمین نبود نمازش شکسته بود.بر...

برسنگ قبر من بنویسیدخسته بوداهل زمین نبود نمازش شکسته بود.بر...

برسنگ قبر من بنویسیدخسته بوداهل زمین نبود نمازش شکسته بود.بر...

برسنگ قبر من بنويسيدخسته بوداهل زمين نبود نمازش شکسته بود.بر...

برسنگ قبر من بنویسیدخسته بوداهل زمین نبود نمازش شکسته بود.بر...

برسنگ قبر من بنویسیدخسته بوداهل زمین نبود نمازش شکسته بود.بر...

برسنگ قبر من بنويسيدخسته بوداهل زمين نبود نمازش شکسته بود.بر...

برسنگ قبر من بنویسیدخسته بوداهل زمین نبود نمازش شکسته بود.بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط