عین شیرین شست و شویی ده تن بی تاب را
عین شیرین شست و شویی ده تن بی تاب را
تا که از یک گوشه چشمانم بپاید آب را
مثل لیلی گاه گاهی زیر لب شعری بخوان
شاعران تازه ای تقدیم کن اعراب را
شاعران عمری به دنبال تو می گشتند دوست!
از نشان خانه ات آگاه کن سهراب را
آب ده گلدان روی بالکن را وقت خواب
تا که نورانی کنی شب های بی مهتاب را
صبح ها تابیدن خورشید با فرمان توست
بستگی دارد بخواهی یا نخواهی خواب را
گرچه شاعر نیستم اما سلام ساده ات
خاطرم می آورد تک بیت های ناب را
چاره ی دیوانگی هایم فقط این است گاه
زیر باران گز کنم تجریش تا نواب را
لذت دیوانه در حرف اضافی گفتن است
پس ببخشایید بر من اینهمه اطناب را
#آرش_شفاعی
تا که از یک گوشه چشمانم بپاید آب را
مثل لیلی گاه گاهی زیر لب شعری بخوان
شاعران تازه ای تقدیم کن اعراب را
شاعران عمری به دنبال تو می گشتند دوست!
از نشان خانه ات آگاه کن سهراب را
آب ده گلدان روی بالکن را وقت خواب
تا که نورانی کنی شب های بی مهتاب را
صبح ها تابیدن خورشید با فرمان توست
بستگی دارد بخواهی یا نخواهی خواب را
گرچه شاعر نیستم اما سلام ساده ات
خاطرم می آورد تک بیت های ناب را
چاره ی دیوانگی هایم فقط این است گاه
زیر باران گز کنم تجریش تا نواب را
لذت دیوانه در حرف اضافی گفتن است
پس ببخشایید بر من اینهمه اطناب را
#آرش_شفاعی
- ۱.۷k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط