داشتم زیپ لباسشو وای می کردم که اوه مای گاه چه بدن سفیدی
-داشتم زیپ لباسشو وای می کردم که اوه مای گاه چه بدن سفیدی دارم چه کمر سفیدی جونگ کوک چی داری با خودت میگی پسر ولی نمی دونم چرا وقتی دستمو دور کمرش حلقه کردم احساس آرامش کردم نکنه من دارم عاشق میشم ؟ نه پسر عشق یک چیز الکیه (فکررر نکنمممم آقای جئون دامه فیک می بینم چه می کنی جوری قربون صدقش میری خدا میدونه 🤣🤣😅)
-حرف اضافی موقوف
~چشم 😂😂😂😂
-مرض
-خوب بیا زیپتو باز کردم (چیه توقع چی داشتی ها 😂😂😂)
+عاا مرسی
-خواهش می کنم
+رفتم لباسمو عوض کردم ارایشمو پاک کردم و رفتم یک دوش زیر آب سرد گرفتم که یک صدایی اومد
+چته
-هیچی میگم ابو گرم کن سرما می خوری
+برای چی بهم میگی مگه چکارمی؟
-شوهرت
+خوب ازدواج ما اجباری نمیشه بگی شوهرت
-حد اقل بیا عین دوتا هم خونه ای باشیم دوتا همخونه ای با هم دوستن
+باشه حالا بهش فکر می کنم
-پس ابو گرم کن
+باشه (حرصی)
بعد حمام
+یک تیشرت سفید با یک شلوارک مشکی که تا زانوم بود پوشیدم رفتم روی تختم دراز کشیدم
نکته ات شبیه مادر کوک بوده
+که صدای ناله از اتاق باغی شنیدم رفتم در زدم کسی جواب نداد درو باز کردم دیدم کوک داره توی خواب هذیون میگه رفتم بیدارش کنم
+کوک هی کوک بیدار شو
یک هو از خواب بیدار شد و عربده زد ماماننننننن
+منم بغلش کردم شششش آروم باش عزیزم من اینجام اونم متقابل بغلم کرد و همینطوری گریه می کرد
می خواستم برم که دستمو گرفت گفت
-ات نرو آن من دوستت دارم
+نمی دونم چرا از دیروز یک حسی ته دلم بهش داشتم بهش گفتم
+داری منو اسکل می کنی
-نه من واقعا دوستت دارم میشه به پیشنهادم فکر کنی اینو از ته دلم میگم
+راستش منم دوستت دارم از روز اول که دیدمت گفتم چه پسر کراشی
کوک لبخند زد و گفت واقعا دوسم داری ؟
+آره از ته دلم
-منم همین طور
-کجا میری
+میرم اتاقم دیگه
-نه میشه همینجا بخوابی
+نه
-عزیزم لطفاً
+وقتی گفت عزیزم قند تو دلم آب شد
+باشه میام کوک خنده خرگوشی ای زد
-پس بیا بغلم
رفتم بغلش که ......
ادامه دارد ...
ببینید چه ادمین خوبیم براتون شرط نمی ذارم
-حرف اضافی موقوف
~چشم 😂😂😂😂
-مرض
-خوب بیا زیپتو باز کردم (چیه توقع چی داشتی ها 😂😂😂)
+عاا مرسی
-خواهش می کنم
+رفتم لباسمو عوض کردم ارایشمو پاک کردم و رفتم یک دوش زیر آب سرد گرفتم که یک صدایی اومد
+چته
-هیچی میگم ابو گرم کن سرما می خوری
+برای چی بهم میگی مگه چکارمی؟
-شوهرت
+خوب ازدواج ما اجباری نمیشه بگی شوهرت
-حد اقل بیا عین دوتا هم خونه ای باشیم دوتا همخونه ای با هم دوستن
+باشه حالا بهش فکر می کنم
-پس ابو گرم کن
+باشه (حرصی)
بعد حمام
+یک تیشرت سفید با یک شلوارک مشکی که تا زانوم بود پوشیدم رفتم روی تختم دراز کشیدم
نکته ات شبیه مادر کوک بوده
+که صدای ناله از اتاق باغی شنیدم رفتم در زدم کسی جواب نداد درو باز کردم دیدم کوک داره توی خواب هذیون میگه رفتم بیدارش کنم
+کوک هی کوک بیدار شو
یک هو از خواب بیدار شد و عربده زد ماماننننننن
+منم بغلش کردم شششش آروم باش عزیزم من اینجام اونم متقابل بغلم کرد و همینطوری گریه می کرد
می خواستم برم که دستمو گرفت گفت
-ات نرو آن من دوستت دارم
+نمی دونم چرا از دیروز یک حسی ته دلم بهش داشتم بهش گفتم
+داری منو اسکل می کنی
-نه من واقعا دوستت دارم میشه به پیشنهادم فکر کنی اینو از ته دلم میگم
+راستش منم دوستت دارم از روز اول که دیدمت گفتم چه پسر کراشی
کوک لبخند زد و گفت واقعا دوسم داری ؟
+آره از ته دلم
-منم همین طور
-کجا میری
+میرم اتاقم دیگه
-نه میشه همینجا بخوابی
+نه
-عزیزم لطفاً
+وقتی گفت عزیزم قند تو دلم آب شد
+باشه میام کوک خنده خرگوشی ای زد
-پس بیا بغلم
رفتم بغلش که ......
ادامه دارد ...
ببینید چه ادمین خوبیم براتون شرط نمی ذارم
- ۱۵.۹k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط