{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عین شیرین شست و شویی ده ، تن بی تاب را

عین شیرین شست و شویی ده ، تن بی تاب را

تا که از یک گوشه ، چشمانم بپاید آب را

مثل لیلا گاه گاهی زیر لب شعری بخوان

شاعران تازه ای تقدیم کن اعراب را

آب ده گلدان روی بالکن را وقت خواب

تا که نورانی کنی شب های بی مهتاب را

صبح ها تابیدن خورشید با فرمان توست

بستگی دارد بخواهی یا نخواهی خواب را

گرچه شاعر نیستم اما سلام ساده ات

خاطرم  می آورد تک بیت های ناب را

چارۀ دیوانگی هایم فقط این است گاه

زیر باران گز کنم تجریش تا نواب را

لذت دیوانه در حرف اضافی گفتن است

پس ببخشایید بر من اینهمه اطناب را

شاعران عمری به دنبال تو می گشتند ، دوست!

از نشان خانه ات آگاه کن سهراب را
. .
دیدگاه ها (۱)

ری: دیگه حتی رُفقام هم نمی خوان با من حرف بزنن! اِدی: مطمئنی...

حالا درسته من مخم واسه تو از قبل زده س ولی باز تو یه تلاشی ب...

عین شیرین شست و شویی ده تن بی تاب راتا که از یک گوشه چشمانم ...

مرضیه رشیدپور شاعر مینودشتی

بروژ آکره ای

بهزاد رحیمی

ناهید عرجونی شاعر سنندجی

ادامه داستان بازرگان وعفریته *حکایت پیر وسگان*در آن دم پیر ص...

شمس آقاجانی شاعر تهرانی

شب شهادت امام حسن عسگری روخدمت آقا صاحب الزمان عج و همه ی ش...

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط