پروردگارم ...

پروردگارم ...
شکوفایی روزت را سپاس میگویم که تاریکی شب را پایان می بخشد
و تاریکی شب را نظاره گرم که هیاهوی روز را سرانجام است؛
در این میان این "من" هستم که بالا میروم؛
پایین می آیم ؛
خوشحال و غمگین می شوم؛
تهی و سرشار می شوم و باز....
همان میشوم که بودم،
پروردگارم بندگی ام را بپذیر.
دیدگاه ها (۳)

توضیحات و مقدمه اکتبر ۱۹۹۹؛ در آرامش یک روستای دورافتاده، خا...

#کپشن_مهم⚠️🌹 سلام و شب‌تون بخیر، دوستان و همراهان گرامی 🌹پیش...

پرنسس ناخواسته

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

داستان کودکانه «سنجاب کوچولو و گردویِ طلايي» به نویسندگی رزی...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁵پذیرش، همان آرامشی‌ست که در دل طوفان پیدا می‌...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۷‌در میانه‌ی هسته‌ی ...

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونین   پارت اخر/PART: Four صدای جیغِ م...

From Hatred to My Love

سناریو: ماه سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط