میـشود #عکسی از آغوش ات برای #من بفـرستی؟

میـشود #عکسی از آغوش ات برای #من بفـرستی؟

جایی میان #بـازو های تو
درست بر روی #قلبت ...

میـخواهـم #شب هایـم را
بـا خیـال #زادگـاهم سـر کنم!

جـایی که
بــرایِ #اولین بـار #طنیـن صدایِ زندگـی
در #مـوهایـم پیـچید ...
صـدایِ #قلبِ تـو ...❤

#جذاب
دیدگاه ها (۲۲)

شنیدن صدایتنجوای مهربان کلامتدیشب در تاریکی بغض و دلتنگیطلوع...

صدای انفجار هنوز در ساختمان می‌پیچید.مایکی دستم را گرفته بود...

وااایآپدیت اینستاگرام مامان چان با تبریک تولد چانی هر جا که ...

قسمت ۲۸ — «صدایی از پنج سال قبل» 🖤ات هنوز گوشی را کنار گوشش ...

«در تقویمِ دل من، امروز روزِ شکوفاییِ یک ستاره است؛ روزی که ...

عرررررر

پارت۱۱که یهو جیمین با کلی غذا اومد سمته ات و ات با تعجب به غ...

dark life = 45کل روز، ات توی کتابخانه گذروند. سعی کرد خودش ر...

🖤 مافیای منقسمت چهارم | ماشین مشکیات روی صندلی نشست و کمربند...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط