در میان تیرگی ماه تمامم تو شدی

در میان تیرگی ماه تمامم تو شدی
همه جانی که چنین جان کلامم تو شدی
گفته بودم نکنم رو به رخ آینه ای
چه توان کرد که چون صافی جامم تو شدی
نه مرا قصد دگر جز می چشم تو بود
مستیم بین که همه آب حرامم تو شدی
قدح و مستی کس را چو به دور است دوام
دور این دهر همه حس دوامم تو شدی
نه مرا ساقی میخانه کند مست دگر
تا به میخانه همه خنده جامم تو شدی
نکنم توبه از این جام که با باده آن
از سر شکر همه دارالسلامم تو شدی
رندم و ره ندهم به پرده ام هر کس را
که در این پرده همه کام مدامم تو شدی..*
دیدگاه ها (۱)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

شرح حدیث کمیل .وقال یا امیر المومنینما الحقیقه ؟مرتضی ان پاد...

گر چه مستیم و خرابیم چو شب های دگرباز کن ساقی مجلس سر مینای ...

گر چه مستیم و خرابیم چو شب های دگربـاز کن سـاقی ِ مجلس ، سر ...

گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگرباز کن ساقی مجلس سر ِ مینای...

گرچه مستیم و خرابیم چو شبهای دگربازکن ساقیِ مجلس، سرمینای دگ...

یک قدح تا صبح باقی مانده استمست ها رفتند و ساقی مانده استیک ...

من بی می ناب زیستن نتوانمبی باده کشید بارتن نتوانممن بنده آن...

🍒🌱من بی تو کمم با تو تمامم ای عشقدنیا بشود با تو به کامم ، ا...

. . .🍃. . .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط