{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر

گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر
باز کن ساقی مجلس سر ِ مینای دگر

امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر

مست مستم ، مشکن قدر خود ای پنجه غم
من به میخانه‌ام امشب تو برو جای دگر

چه به میخانه چه محراب حرامم باشد
گر به‌جز عشق توام هست تمنای دگر

تا روم از پی یار دگری می باید
جز دل من دلی وجز تو دلارای دگر

نشینده است گلی بوی تو ای غنچه ناز
بوده ام ورنه بسی همدم گلهای دگر

تو سیه چشم چو آئی به تماشای چمن
نگذاری به ‌کسی چشم تماشای دگر

باده پیش آر که رفتند از این مکتب راز
اوستادان و فزودند معمای دگر

این قفس را نبود روزنی ای مرغ پریش
آرزو ساخته بستان طرب زای دگر

گر بهشتی است رخ تست نگارا که در آن
می توان کرد به هر لحظه تماشای دگر

از تو زیبا صنم اینقدر جفا زیبا نیست
گیرم این دل نتوان داد به ‌زیبای دگر

می‌ فروشان همه دانند "عمادا" که بود
عاشقان را حرم و دیر و کلیسای دگر
دیدگاه ها (۳)

ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎ ﮐﻤﺘﺮﺑﻮﺩ ،ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﺗﺮ !ﺣ...

ﺩﻻ ﻓﺮﺯﺍﻧﮕﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ ...ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻨﺪﮔﯽﮐﺮﺩﻥ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖﭼﻪ ﻣﺪﺕ ﺯﻧ...

همیشه وقتی که موهایم را از روی ابروهایم کنار می زنم آنجا نشس...

شبها که چشم مست تو پرناز می شودیعنی گره زکار دلم باز می شودس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط