extraordinary 27

ویو_راوی : اونا چند ساعت توی ساحل بودن و خوش گذروندن و کلی خندیدن و بعد نزدیک ساعت های ۱ ظهر رفتن ناهار بخورن

سوبین : خب بروبکس چی بخوریم حالا؟
تهیون : نمیدونم
بومگیو : گشنمهههههههه
یونجون : کوفت بخوری تووووو
ریکی : بریم ننگمیون بخوریم؟ هوا گرمه میچسبه
ا/ت : ارهههههه
سوبین : حله بساطو جمع کنین بریم

ویو_راوی : همه وسایل جمع کردن و یه تاکسی گرفتن رفتن تا نزدیک ترین ننگمیون فروشی اون اطراف که خیلی خلوت بود و یه میز گرفتن نشستن

یه نینی : شلام .... شوما ... شوبین نیستی؟
سوبین : ب-با منی؟ آره خودمم
نینی : عههه شوما همون آقا گشنگه تلویجیونییی
سوبین : آخ قربونت برممممم مامانت کو؟
نینی : مامانم؟ داره با آژوما حف میزنه
سوبین : بیا ببرمت پیشش

سوبین نینی رو برد پیش مامانش شروع کرد به خوش و بش**

بومگیو : بچه ها این دوباره شروع کرد به حرافی الان مخ زنه رو میجوعه
یونجون : ولش کن بهتر از اینه که مارو دیوانه کنه با حرفاش
کای : ميگما من میرم مسترا
ریکی : هیونگ وایسا منم بیام
کای : توعم دسشویی داری؟
ریکی : نه دارم میام برات هایده بخونم آره دیگه میرن دسشویی چیکار میکنن سبزی پاک میکنن؟
کای : عه آره راس میگیا

ویو_ا/ت : نشسته بودم از پنجره بیرونو نگاه میکردم که احساس کردم یه صدای پچ پچ آشنایی میاد برگشتم پشتم رو نگاه کردم ولی آشنایی نبود یونجون خوابش برده بود بومگیو هم اهنگ گوش میداد سوبین هم بقدری دور بود که صداش نیاد نمیدونم شاید دارم دیوانه میشم ولی نه این اصلا صدای بچه های خودمون نیست ... شبیه صدای یه زنه ولی خیلی اشناس
یعنی آخه کی میتونه باشه

ریوجین : سورپرایززززززز
ا/ت : اونیییییییی تو اینجا چیکار میکنییییی
ریوجین : هه هه من و چریونگ و لیا سه تایی اومدیم ججو ۳ روز استراحت یهو دیدمت

ا/ت بلند شد ریوجینو بقل کرد**

ا/ت : دلم برات تنگ شده بوددد
ریوجین : منمممم عاااا احساس میکنم بچم داره بزرگ میشهههه چقدر فرق کردی لعنتی!!

ویو_راوی : ا/ت و ریوجین داشتن خوش و بش میکردن که ریکی و کای از دستشویی برگشتن

کای در گوش ریکی : ریکی اون دختره کیه؟
ریکی : ریوجینه نمیشناسیش؟ عضو ایتزی عه
کای : این اونه؟ چقدر بی میکاپ خوشگل تره
ریکی : هیونگ؟ چی گفتی؟
کای : نه یعنی خب ریوجین خیلی خوشگله ولی بی میکاپ خوشگلتر هم هست
ریکی : هومممممم هیونگ؟ چیزی بین تو و ریوجین نونا هست؟
کای : نه نه نهههه اشتباه نکنننن
ریکی : راستشو بگو هیونگ
کای : اوکی اوکی من ریوجینو از روزی که توی موزیک بنک دیدمش ازش خوشم اومده
ریکی : stupid in love~~~
کای : ببین غلط نخوری بری بهش بگی هااااا
ریکی : باشه باشه میزارم به عشق طبیعی به هم برسین
کای : به چی؟
ریکی : نمیدونم میگن مثلا به مرگ طبیعی بمیری اینم به عشق طبیعی به هم برسین
کای : اسکلی؟
دیدگاه ها (۰)

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

part53. . ×بوم آدرستو بگو تاکسی بگیرم برات+نه نیاز نیست با ی...

واکنش پسرای توکیو ریونجرز اگه بهشون اعتراف کنی عاشقشی

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

KIM V

𝘺𝘦𝘰𝘯𝘫𝘶𝘯"𝘢𝘳𝘦 𝘺𝘰𝘶 𝘴𝘤𝘢𝘳𝘦𝘥 𝘍𝘳𝘰𝘮 𝘮𝘦?" 𝘊𝘰𝘮𝘪𝘯𝘨 𝘴𝘰𝘰𝘯...

# سناریو # تی اکس تی # درخواستی وقتی روت کراشن و بعد یه مدت ...

پارت 67 : کای : بارام بارام : بـ بله؟ کای : حاضری که با ...

🖤 سناریو TXT 🖤موضوع: وقتی به گربت بیشتر از اونا اهمیت میدی😍🐱...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط