واکنش پسرای توکیو ریونجرز اگه بهشون اعتراف کنی عاشقشی

### 🍡 واکنش پسرای توکیو ریونجرز به اعترافِ ا/ت

👑 مایکی (Mikey):
وقتی ا/ت بهش می‌گه دوستش داره، برای چند لحظه خشکش می‌زنه. بعد یه لبخندِ شیطنت‌آمیز و خیلی شیرین می‌زنه و سرش رو می‌کنه توی گردنِ ا/ت و می‌گه: «پس بالاخره اعتراف کردی؟... باشه، پس از این به بعد تو هم مالِ منی، فهمیدی؟» و بعد مثل یه بچه، ا/ت رو محکم بغل می‌کنه. 🤗💖

🐉 دراکن (Draken):
صورتش یهو مثل قرمزِ گوجه‌ای می‌شه! سعی می‌کنه خودشو حفظ کنه و با یه لحنِ جدی اما مهربون می‌گه: «هوی... یه کم آروم‌تر حرف بزن، بقیه می‌شنون!» اما بعد که می‌بینه ا/ت جدیه، دستش رو می‌کشه پشت سر ا/ت و با صدایی آروم می‌گه: «ممنون... منم همون حس رو دارم، خب .....از این به بعد خیلی مراقبتم ، کوچولو .» 🐉❤️

🐯 باجی (Baji):
اولش یه خنده‌ی بلند و از سرِ تعجب می‌کنه، انگار که شوخی کرده باشی! ولی وقتی می‌بینه ا/ت واقعاً جدیه، چشماش برق می‌زنه. با اون لبخندِ نیش‌دار و جذابش می‌گه: «واقعاً؟ پس باید بیشتر از قبل ازت محافظت کنم! از این به بعد هر کی بهت نگاه کنه، باجی کیسوکه دخلش رو می‌آره!» 🐯🔥👊🏻

🐈‍⬛ چیفویو (Chifuyu):
اون کلاً قفل می‌کنه! صورتش کاملاً سرخ می‌شه و دستاش رو نمی‌دونه کجا بذاره. با یه صدای لرزون و خیلی خجالتی می‌گه: «ا/ت... من... من هم... همون فکر رو می‌کردم... یعنی... یعنی منم دوستت دارم!» و بعد سریع سرش رو می‌بره پایین از شدت خجالت. 💙🥺

💜 ران هایتانی (Ran):
خیلی خونسرد و با اعتماد به نفس برخورد می‌کنه. یه لبخندِ کج و کوله می‌زنه، موهاش رو مرتب می‌کنه و میاد نزدیک گوش ا/ت و زمزمه می‌کنه: «چه اعترافِ جالبی... خوشحالم که بالاخره این رو گفتی، کوچولو. حالا باید جاش رو برام جبران کنی، هوم؟» 😉✨💜

🟣 ریندو هایتانی (Rindou):
اولش سعی می‌کنه بی‌خیال نشون بده، اما معلومه که قلبش داره تند تند می‌زنه. چشماش رو می‌چرخونه و با لحنی که سعی می‌کنه خشن باشه ولی لرزش توش معلومه، می‌گه: «خیلی یهویی بود... ولی... باشه، قبول می‌کنم. فقط دیگه اینقدر مستقیم نگو، خجالتم می‌دی!» 🟣👊🏻😏

👑 ایزانا (Izana):
نگاهش خیلی عمیق و کمی ترسناک می‌شه، انگار داره توی روحِ ا/ت نفوذ می‌کنه. یه لبخندِ سرد اما پر از مالکیت می‌زنه و می‌گه: «دوستم داری؟ پس یعنی هیچ‌وقت ترکم نمی‌کنی؟ چون اگه بخوای بری... من اجازه نمی‌دم. تو دیگه متعلق به منی، ا/ت.» 👑🌑💜

✨ تاکمیچی (Takemichi):
اصلاً نمی‌دونه باید چیکار کنه! شروع می‌کنه به گریه کردن (از شدت خوشحالی و هیجان!). با گریه‌های بی‌صدا و لبخند می‌گه: «واقعاً؟ واقعاً این رو بهم گفتی؟ ا/ت، من قول می‌دم همیشه کنارت باشم و ازت محافظت کنم!» 😭💖✨

🧵 میتسویا (Mitsuya):
خیلی آروم و با وقار برخورد می‌کنه. لبخندِ گرمی می‌زنه و دست‌های ا/ت رو می‌گیره. با صدایی خیلی مهربون می‌گه: «ممنون که بهم اعتماد کردی. من هم همیشه می‌خواستم این رو ازت بشنوم. بیا با هم یه چیز خیلی قشنگ بسازیم، مثل رابطه‌مون.» 🧵🌸✨

💰 کوکونوی (Kokonoi):
یه لحظه مکث می‌کنه، انگار داره حساب‌کتاب می‌کنه! بعد با یه چشمک و یه لبخندِ مغرورانه می‌گه: «اوه، پس داری روی من سرمایه‌گذاری می‌کنی؟ باشه... این بهترین معامله‌ی زندگی منه. منم دوستت دارم، ا/ت.» 🤑💎✨

😈 اسمایلی (Smiley):
همیشه با همون لبخندِ همیشگی و بزرگش می‌گه: «آره! منم همین حس رو دارم! پس بیا از الان با هم کلی خوش بگذرونیم و با همه بجنگیم!» (حتی وقتی داره اعتراف می‌کنه هم همون لبخند رو داره، ولی چشماش نشون می‌ده که خیلی خوشحاله!) 😁🔥✨

***
دیدگاه ها (۲)

(دلداده) ✩ویو ا/توقتی برگشتیم پیش پسرا، دیدم یه دختر کنار جو...

ری اکشن شخصیتای بانگو اگه بهشون اعتراف کنی که عاشقشی

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

🎤✨نامجون: نگاهت می‌کنه، لبخند می‌زنه و آروم سرشو تکون می‌ده؛...

𓆩♡𓆪 ریکشن BTS وقتی می‌خوان بهمون اعتراف کنن…ولی قبل از اینکه...

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۴ — حالا ما چی هستیم؟باران کم‌کم آرا...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط