ترا میخواهم و دانم که هرگز....
ترا میخواهم و دانم که هرگز....
به کام دل در آغوشت نگیرم....
تویی آن آسمان صاف و روشن....
من این کنج قفس مرغی اسیرم....
در این فکرم که در یک لحظه غفلت...
از این زندان خامش پر بگیرم....
به چشم مرد زندانبان بخندم....
کنارت زندگی ازسر بگیرم
به کام دل در آغوشت نگیرم....
تویی آن آسمان صاف و روشن....
من این کنج قفس مرغی اسیرم....
در این فکرم که در یک لحظه غفلت...
از این زندان خامش پر بگیرم....
به چشم مرد زندانبان بخندم....
کنارت زندگی ازسر بگیرم
- ۱.۸k
- ۰۳ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط