{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آغاز راهم،

در آغاز راهم،
می خواهم زندگیم را به کلی دگرگون سازم،
شاید دیر زمانی بپاید،
شاید غمگین شوم،
شاید خطر در کمین باشد،
و رنجهایم هر دم فزون تر گردند،
ولی...با همه ی این ها،
یقین دارم موفق خواهم شد؛
چرا که تو با منی،
حامی منی،
در لحظات خوشی،
و ناخوشی،
و این چه دلگرم کننده است؛
بی شک همانی،
که همواره کنارمی،
تا جانی دوباره به من ببخشی،
آنگاه که دنیا می خواهد،
بر سرم خراب شود،
نمی توان گفت،
داشتن تو؛
چقدر گرانبهاست،
تنها میتوانم بگویم،
بی تو بودن محال است؛
تو بی نظیری،
تو به راستی بی نظیری؛
غم های زندگی ام را با تو قسمت کرده ام،
و هم،
شادی هایم را،
گوش سپردن های تو ذهنم را روشن
می سازد،
بینش ات،
درک مشکلات را ممکن،
و صبوری ات یاری ام می کند،
در پذیرش اشتباهاتم؛
تو می دانی چه زمان تشنه ی اندرزهای توام،
و آنگاه که تنها تو را می جویم،
احساس مرا در می یابی...
دیدگاه ها (۱)

در حوالی آلزایمرنامم را بخاطر ندارمو نمیدانم لب که باز کنم ...

جان من

#بوسه_بر_تنهایی...تنم آراسته استاز زخمهایی که نادیده گرفتمام...

این که یک روز بی هوا،یکدفعه ای،دلت هوای نوشتن کند ...دلت بخو...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

زندگی وما... خدایاااااااااااااااا................. کَم آوَر...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

#هنگام‌ساحل‌ِنهنگ...عمیق احساسی دارمبه ژرفای اقیانوس آرامآن ...

متأسفانه امام هادی (ع) در بین دوستان نیز ناشناخته است و اگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط