💧 💦 دمــش گــرم...باران را می گویم .! بر شانه ام زد و گفت

💧 💦 دمــش گــرم...باران را می گویم .! بر شانه ام زد و گفت: تو خسته شدی امروز من به جایت می بارم..💦 💧
دیدگاه ها (۷)

مگر لایق تکیه دادن نبودم! تو با حسرتِ شانه من چه کردی؟! مرا ...

عاشقانه های شبنم

باران هم اگر می‌شدی ، در بین هزاران قطرهتو را با جام بلورینی...

اولین بارانِ پاییز رادر آغوشِ چه کسی سر می‌کنی؟چه کسی قرار ا...

تو شادی ساده اما عمیق زندگی منی.هر بار که تو را می‌بینم، با ...

تا خــدا هستڪسی تنهـا نیست   من اگر گم شده ام       تو اگر خ...

عشق جانم . . .تو شیرین ترین اتفاق تو تلخ ترینروزای زندگیمی، ...

«در تقویمِ دل من، امروز روزِ شکوفاییِ یک ستاره است؛ روزی که ...

عاشقانه های شبنم

در پی آن آرزوی بی‌کرانای رضا در طلب این آشیان خسته و تنها شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط