{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرم

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرم

چنــد  ساعت  شده  از  زندگیــــم  بی خبرم

این همه فاصله ، ده جاده و صد ریل قطار

بال پــرواز دلـــم کــــو که به سویت بپرم؟

از همان لحظه که تو رفتی و من ماندم و من

بین این  قافیــه ها  گــم  شده  و در به درم

تا نشستم غزلی تازه سرودم که مگر

این همه فاصله کوتـــاه شود در نظرم

بسته بسته کدئین خوردم و عاقل نشدم

پدر  عشـــق بسوزد  کـــه  درآمد  پدرم

بی تو دنیا به درک، بی تو جهنم به درک

کفــر مطلق شده ام دایره ای بی وَتَرم

من خدای غزل ناب نگاهت شده ام

از رگ گردن تــو من به تو نزدیک ترم
.
.
.
.
.





امید صباغ نو
دیدگاه ها (۳)

..بنشين برايت حرف دارم در دلم غوغاستوقتى که شاعر حرف دارد آخ...

.اگر چه گفته بودی پای عشقت تا ابد مَردیولی روزی که رفتی خوان...

.شعرهاي من چشم دارندحتي چشم هاي شعرم راکه مي بندمتو بر کلمات...

امشب از بوی اقاقی سر خوشموز شراب چشم ساقی سرخوشممن خراب چشم ...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگیم بی خب...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچنــد  ساعت  شده  از  زندگیـ...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرم، چند ساعت شده از زندگیم بی ...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچنــد ساعت شده از زندگیـ...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگیم بی خب...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگیم بی خب...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچنــد ساعت شده از زندگیــــم...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچنــد ساعت شده از زندگی ام ب...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگیم بی خب...

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرمچند ساعت شده از زندگیم بی خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط