{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام راه ظهور تو با گنه بستم

تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم
کسی به فکر شما نیست راست می گویم
دعا برای تو بازیست راست می گویم
اگرچه شهر برای شما چراغان است
برای کشتن تو نیزه هم فراوان است
من از سرودن شعر ظهور می ترسم
دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم
من از سیاهی شب های تار می گویم
من از خزان شدن این بهار می گویم
درون سینه ما عشق یخ زده آقا
تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا
کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست
برای آمدن این جمعه هم مهیّا نیست
دیدگاه ها (۱)

هرسکوتی نشان ازضعف نیست..دانشجویی میگوید:یکی ازدکترهای دانش...

الا ای نور ای پاکی و ای تو اول و آخربه هر اول به هر آخر تویی...

نقل میکرد:این قدر وضع مالیم به هم خورد که به زنم گفتم:زن برد...

دل نه اجبار ميفهمد نه نصيحت...;آنکه لايق دوست داشتن است را د...

رمان:( تاوقتی که عاشقت شدم )

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

نانسی رفت تو اتاق خودش و نزد زیر گریه بلکه یکم چهرش درست درم...

پارت دوم+واقعا حس خوبی دارهفوت کردن دود *_آره خب ولی قول بده...

فیک : بین راندها

عشق یا نفرت بعد از مدت هاااا

Rofile of the wolf...۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط